تبليغاتX
اخگر

فریادی دیگر ....

 

این صداها را امروز  بشنوید ،  فردا خیلی دیر است

 

 

روز سیزده آبان ، متفاوت از همه سالهای گذشته با فریادی دیگر به پایان رسید که آغازی  خواهد بود بر نگاهی دیگر ... .

آغاز نه بدان معنا که مطالبات مردمی در  ابتدای راه است  بلکه آغازی است بر یک استراتزی جدید در مقابله با حاکمیتی که از آغاز گوشی برای شنید ن  نداشته و از زبان خود برای اعما ل حاکمیت بگونه خستگی نا پذیری سود جسته است   .

استراتزی جدید مردم برای عبور از سنگلاخ سیا سی موجود ، فریاد ها یی است  که با زمزمه آغاز شد و اینک پس از سی سا ل قصد عبور از گوش های فرو بسته دارد .

ملت ایران در همه سا لهای پس از انقلاب با متانت در خور تحسین ، رویدادهای منطقه و جهان را زیر نظر داشته و با چنگ و دندان از هویت ملی و فرهنگی و سیاسی خود که مورد تهاجم قرار گرفته بودبه دفاع بر خاسته است ... اما  اینک در یافته که مشگل ایران  درانتخاب این و یا آن دولت نیست ، جنگ موسوی با احمدی نژاد و یا ائتلاف هاشمی با اصلاح طلبان ،  گره در هم تنیده موجود را از هم نخواهد گسست  .

ملت ایران بویژه نسل جوان ، پس از سا لها در یافته که حاکمیت دینی و ساختار سیا سی آن نتوانسته و نمیتواند با کاروان تمدن وحقوق بشری که از تمدن ایران زمین سرچشمه گرفته و سیراب گشته هما هنگ و همراه باشد و با یک گردش شگفت آور ایران را از شاهراه حقوق انسانی و آزادیهای خدادادی منحرف ساخته  و تعریف جدیدی از حقوق بشر به  جهان عرضه میدارد که نه تنها با فرهنگ ملی ایرانیان در تقابل جدی است بلکه با موازین پذیرفته شده حقوق بشر نیز در مغایرت است .

بدیهی است ملتی که خود راه و رسم زندگی مدنی و شرافت انسانی را به جها نیا ن آموخته نمیتواند نظاره گر سیاستی باشد که با اصول آرما نی اش در جنگ و ستیز است .

متاسفانه آنچه که در ایران و منطقه خاور میانه میگذرد از حمایت پنهان و گاه آشکار دولتهای استعمار گر و قدرت های ویرانگر بر خوردار میباشد و جنگ های زر گری و با زیها ی سیا سی در عرصه بین المللی ، ملتها را نسبت به دولتهای غربی و شرقی بد گمان ساخته است . بنا براین فریاد های دستوری مرگ بر آمریکا و اسرائیل که سی سال پیا پی  از بلند گوهای دولتی شنیده میشود برای نسل جوان و مردم اگاه و دانا هیچگونه جاذبه ای نداشته وندارد و  دیگر نمیتوانند نگاه خود را از دم خروسی که از زیر آستین دولتمردان بیرون زده بپو شانند ... !! ونیز خط و نشان کشیدن دول غربی و دولتمردان آمریکایی و اروپایی علیه  ایران کمترین تاثیری در جا انداختن این  باز ی کهنه و تکراری ندارد

ملت ایران  طی سا لها حضور پر تنش در این میدان ، خوب در یافته که قدرتهای جهنمی سر مایه داری  ،  خاور میانه را در آتش طمع ورزیهای غیر انسانی خود  به نابودی کشانیده و به منظور ادامه بحران در منطقه از جریانها و دولتهایی که بر این آتش میدمند حمایت میکنند .

ملت ایران فراموش نمیکند که غرب به سرکردگی آمریکا از سال 1350 خورشیدی یه دولت ایران بر سر مساله نفت اعلان جنگ داد و همه قدرتهای شیطانی از شرق و غرب به فرو پاشی اقتدار ملت  ایران بر خاستند و نا آرامی و جنگ و انقلاب را به ما تحمیل کردند که همچنان از این سیاست سود میبرند و حاضر به ترک این روش ظالمانه نیستند .

در روز سیزده آبان فریاد دیگری در پاسخ شعار های دولتی  شنیده شد که نابودی و مرگ روسیه را طلب میکرد . این فریاد نیز از ژرفای وجود ایرانیان ازاده و مبارز صلا داده شد ... فریادی که ریشه در تاریخ ایران دارد ... فریادی که حکایت از ستم تاریخی همسایه شما لی نسبت به ایران میکند ، روسیه در تجاوز به حقوق و حریم ملت ایران هیشه همراه و همدوش با دولتهای استعماری بود ه است زمانی با همکاری انگلیسها بر ایران تاختند و بخشهای ارزشمند و آباد را از ایران جدا کردند و امروز دوش به دوش آمریکا حرکت مبکند و آتش بیار  دوزخ خا ور میانه است .

دو لتمردان ما نسبت به سیاستهای ریا کارانه دولت روسیه ، اغماض و چشم پوشی میکنند .

بنا بر این حاکمیت دینی با چالش جدید و جدی روبرو گشته که با ید نام آن را ( روشن بینی  ) نهاد  .

این فریاد ها و نگاه ها را باید شنید و دید  که اگر امروز چنین نکنند فردا خیلی دیر است .

این فریادها را دولتمردان جهان نیز بشنوند و بدانند  دوران بازی موش و گربه به قصد فریب ملتها به ویژه ملت ایران به سر آمده است ... ایران نه افغانستان است و نه پاکستان  - نه عراق است و نه اسرائیل

درخت ایران از ریشه اب میخورد و در طی قرون و اعصار تنومند شده است و در زیر سایه با شکوه آن آز مایشکاه تاریخ بی لحظه ای درنگ به ثبت جنایات دشمنان ایران و خدمات دوستان این سرزمین کهن مشغول است .

 

به دولتمردان مغرور حاکمیت دینی توصیه میکنم با تاریخ این ملت آشتی کنند و آن را یک بار دیگر از آغاز مرور نمایند تا شاید بفهمند که ایران کجاست و ایرانیان کیانند .

+ نوشته شده در یکشنبه 17 آبان1388ساعت توسط اخگر |

کالبد شکافی روشنفکران  نفتی

 

 این همه روشنفکر خائن را در کجا سراغ دارید ؟

قراردا د 1907 ( تقسیم ایران ) در مجلس شورای ملی اجرا میشد

چگونه روسها از ایران رانده شدند  ؟

مزد قوام را روشنفکران کف د ستش نهاد ند !!

ترور نا فرجام شاهنشاه ، میوه درخت ارتجاع سرخ و سیاه

 

 

نوشتیم که طرح پیشنهادی محمد مصدق ئرباره تحریم مذاکره نفت ، شوروی را وادار به عکس العملهای  خصمانه کرد و در دو استان آذر بایجان و کردستان به تحریکات نظامی و حمایت از اندیشه جداسری همت گماشت و روشنفکران چپ را به این عرصه نا مردمی فرا خواند ...

 حضور جدی و شگفت انگیز روشنفکران در این ماجرای غم انگیز و تلاش انان در تجزیه ایران و سر سپردگی به دشمن ، بخشی از رقت بارترین کوشش های روسنفکران عرصه سیا سی ایران در تاریخ این مرز و بوم  است ... در کمتر نقطه ای از جهان میتوان حضور این تعداد کثیر از روشنفکران به ظاهر ایرانی را در خدمت بیگانگان مشاهده کرد  ،

حقیقت تلخ و مرارت بار آن بود که بازوی توانای شوروی و انگلیس و سپس آمریکا در ایران روشنفکران بودند وزبان گویای اتحاد جماهیر شوروی ، تحصیلکرده های دانشگاه رفته و مدعیان آزادی ایرانی بشمار میرفتند و خیابانهای تهران هر روز شاهد تظاهرات  نوکران چپ و راست  و روشنفکران پشت کرده به میهن بود ند  ، در واقع مطالبات روسها از زبان توده ایها شنیده میشد و پیشه وری و روشنفکران هم پالکی وی زیر چتر حمایت مالی و نظامی شوروی عربده میکشید ند .

 لازم به ذکر است تنها حزب و جریانی که در خیابانهای تهران و شهرستانها رو در روی توده ایها و عناصر ضد ملی ایستاده و میجنگید ، پان ایرانیستها بودند و بس... بقیه احزاب سر در لاک خود فرو برده و مترصد فرصت هایی بودند تا قدرت را کسب کنند و به نان و آبی برسند .

   در کردستان نیز این تراژدی تکرار شده بود ... شوروی نفت ایران را میخواست واز ابزار داخلی  یعنی روشنفکران  بریده از بد نه تیره های  اصیل کرد  بهره میبرد و  بر مقامات دولتی از طریق روشنفکران توده ای و تجزیه طلب  فشار می آورد ....

 در چنین شرایط غم انگیزی که ایران جولانگاه روشنفکران چپ و راست و وابسته به قدرتهای بیگانه بودند و سفارتخانه های انگلیس و روس و گاه آمریکا قبله گاه سیاست بازان بود  و در هنگامی که مجلس شوزای ملی قرار داد 1907 میلادی یعنی تقسیم ایران بین روسیه و انگلیس را عملا و رسما و اشکارا در حوزه سیاسی ایران اعمال کرده بودند   احمد قوام السلطنه در بهمن ماه 1324 به نخست وزیری بر گزیده شد و چند روز بعد در راس هیاتی عازم شوروی گردید تا نغمه های شومی را که برای اولین بار از دهان روشنفکران ایرانی و در خیابانهای کشور با صدای بلند بیان میشد خاموش کند زیرا دیگر قبح وابستگی به بیگا نه از بین رفته بود ، دیگر سیاست بازان روشنفکر از وابستگی خود به شرق و غرب ابایی نداشتند  ، دیگر نوکری بیگانه نه تنها عیب نبود بلکه رهبران بر خی از احزاب به آن مباهی بودند .


ادامه نوشته
+ نوشته شده در یکشنبه 10 آبان1388ساعت توسط اخگر |

پاینده ایران

بیانیه شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست

 

سروران گرامی  ،

 با توجه به غیبت طولانی سرور رضا کرما نی  در نشست های شورای عالی  رهبری حزب پان ایرانیست و نیز بدلیل گرفتاریهای نامبرده که سبب عدم اطلاع ایشان از نظریات و تصمیمات شورای عالی رهبری حزب گردیده  است لذا مسئولیت سخنگوی حزب پان ایرانیست  به سرور منوچهر یزدی  عضو شورای عالی رهبری محول میگردد .

 

شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست

 

 تهران   -   اول آبان ماه 1388خورشیدی

+ نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت توسط اخگر |

چرا شهریاری.... ؟ !!

 حسین شهریاری  عضو شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست  را باز داشت کردند   

 

بازداشت  سرور  شهریاری بسیار سوال بر انگیز و قا بل بر رسی  است .... نه بدان جهت که حکم دادگاه  و رسیدگی به احوال متهم   منطبق با قوانین جاری هست یا خیر که  ورود به آن در صلاحیت من نیست ... بلکه از آن روی  ،  سوال بر انگیز و شگفت آور است  که  چرا در رسیدگی به اتهامی که شهریاری تنها نبود و وزارت اطلاعات به عنوان شاکی خصوصی علیه دو نفر شکایت کرده بود تنها شهریاری به  زندان محکوم  و در دادگاه تجدید نطر   نیز حکم ایشان تایید شد  ولی   خوشبختا نه محرک و مشوق اصلی  و ریاست مجلس کذایی شورای بر اندازی   تبرئه  گردید ..؟  !!

زندان جای خوبی نیست و آرزوی ما اینست که همه زندانیان سیاسی آزاد و به خانه و کاشانه شان بر گردند .. ولی اگر رافت اسلامی و عنا یت مقامات امنیتی و قضایی میتواند شامل یکی ازدو  متهم در یک  اتهام و یک  جریان  سیاسی گردد چرا شهریاری که چرخ پنجم  جریان بوده و در سنین بالای هفتادسال بسر میبرد  و از سلامت نفس و شرافت انسانی برخودار است مشمول آن همه لطف نگردیده  و وی را در شرایطی که  از سلامت کامل بر خوردار نبوده روان زندان نموده اند  .

با شناخت دراز مدتی که از سرور حسین شهریاری دارم  ، میتوانم شهادت بدهم که  او در سلامت نفس و شهامت اخلاقی و ایمان به آرمانهای میهن پرستا نه و پاکی طینت و سازش نا پذ یری بر سر باور های خود  ، انسانی است بی بد یل و کمیاب . .

شاید ما بتوانیم پاسخ خود را از خصو صیات اخلاقی و روحیات او پیدا کنیم ولی داستان یک بام و دو هوای موجود نه تنها مساله ای را حل نمیکند بلکه احترام و اعتقاد همگان را نسبت به سرور شهریاری صد چندان خواهد کرد .

همه میهن پرستان و دوستان شهریاری اطمینان دارند که او همچون گذ شته  از این معبر تنگ و تاریک  با سر افرازی و سر بلندی عبور خواهد کرد و آموزه بزرگ ولی تلخی را که دوستانش به او تحمیل کردند  تجربه خواهد کرد و  با هوشیاری در خواهد یافت که هر صدایی ولو از حلقوم دوست خارج شود بر حق نیست و هر  ادعایی هرچند با عربده همراه باشد از صداقت و حقیقت بر خوردار نمیباشد ....   امیدواریم دوران بازداشت شهریاری به زودی پایان یابد و به جمع یاران واقعی خود به پیوندد و کار سیاست بازان را از سیاستمداری تفکیک  نما ید .

+ نوشته شده در چهارشنبه 8 مهر1388ساعت توسط اخگر |

 

 

ضرورت قیام مردمی و  ضد کودتای  28  مرداد 1332 چرا ؟

شكست مذاكرات نفت از زبان دكتر پرويز مينا كارشناس بين المللي نفتي

نابودي20 % سهم ايران در شركتهاي تابعه شركت نفت

 

     همانطور که در شماره قبل خواندید ، شواهد تاریخی حاکی از آنند که حتی در اولین سال دولت دکتر مصدق ، بسیاری از نظامیان وغیرنظامیان درضرورت پایان دادن به حکومت ایشان متفق القول می شوند که دلایل اصلی ایشان شامل شکست مذاکرات نفت حتی پس از میانجیگری بانک جهانی و ميانجي گري هماهنگ رئيس جمهور آمريكا و نخست وزير انگليس و نیز ضرورت دخالت پادشاه طبق قانون اساسی در امور امنیتی و سرنوشت سازکشور مانند نفوذ توده ای ها و نفت و نیز ضرورت روی کار آوردن دولتی جدید ، قوی و کاردان از نیروهای موثر در دولت و مجلس برای حل مسئله نفت و رفع عوارض ركود كمر شكن اقتصادي ايران و نیز قلع و قمع شاخه نظامي حزب توده که وابستگی آنها به شوروی مورد تایید تمام مقامات امنیتی و نظامی و حتی وزیر کار ، وزیر فرهنگ و بسیاری از اعضای مجلسین و نظامی ها و دربار بود و لزوم پاكسازي افرادي كه نهضت ملي و جبهه ملی را به سمت مبارزه با پادشاه  و تعیین جمهوری و همکاری  با حزب توده هدایت میکردند ، موجب وحدت نظر تمامي مخالفين دكتر مصدق و لاجرم شكست و نابودي فرصت هاي بزرگ سياسي و اجتماعي براي ايران و نهضت هاي آزادي بخش ملهم از اين پديده جهاني شد .

 نگاهي به ريشه هاي شكست مذاكرات نفت و ركود اقتصادي به روايت دكتر پرويز مينا

    نگاه و روايت دكتر پرويز مينا كارشناس بين المللي و بي بديل نفتي ايراني مانند روايت منوچهر فرمانفرمايان كارشناس ديگري در همين حيطه و با ديدي كاملاً كارشناسي و فارغ از دسته بندي هاي سياسي و به زباني بسيار ساده كه توجه به آن بسياري از چراها و اما و اگر هاي من و شما را پاسخ مي گويد و به يكي از ريشه هاي مهم ضرورت خلع دكتر مصدق از نخست وزيري اشاره دارد ، يكي از بهترين منابع تاريخي است .

     لذا مطالب كليدي و مهم دكتر پرويز مينا پيرامون صنعت و اقتصاد و سياست نفت در دهه 50 ميلادي و  1330خورشيدي را حتي المقدور كمتر خلاصه كرده و سعي مي نمايم روايت ايشان را به دليل گستردگي مباحث مطروحه ، كامل بازنويسي نمايم تا فضاي سياسي واقتصادي جهان و مسايل ملهم از نفت در عرصه بين المللي را بازگو و روشن نموده و علل شكست نهضت ملي شدن نفت ايران بخوبي تبيين گردد .

 


ادامه نوشته
+ نوشته شده در سه شنبه 17 شهریور1388ساعت توسط اخگر |

 دریغ از یک پاسخ کوتاه ....!!

آقای کروبی ..

یک صفحه از خاطرات آیت الله خزعلی را بخوانید

درسی که یک افسر عصر پهلوی به شما داد ولی نیاموختید

 

نمیدانم  چرا وقتی نامه کروبی  به هاشمی را خواندم  منقلب شدم و در خود فرو رفتم و اجازه دادم اشکها بر پهنای صورتم فرو غلطند ....اجازه دادم برای چندمین بار در سی سال پس از انقلاب بغض در گلو شکسته ام را به فریاد تبد یل کنم و به طاق آسمان ایران بکوبم ..

نمیدانم چرا این بار ،  دیگر با خدا راز و نیاز نکردم واز او مجازات ستمکاران و   جنایتکاران و شکنجه گران و بازجویان و فرماندهان آنها را طلب ننمودم ....دلم از آنچه که در این سالها بر ملت ستمدیده ایران گذ شته و میگذرد شکسته بود ...یک بار دیگر رنج روزهایی که بر ما گدشته  بر جان و روانم آتشی بپا کرد …یاد  روزهای تلخی که بر میدان ژ اله و سینما رکس آبادان .و آتش سوزیها و آدم کشی ها یی که بنام اسلام صورت میگرفت ....یاد روزهایی که بهترین فرزندان این ملت را بر پشت بام یک مدرسه به رگبار بستند تا آموزشی جدید را بر نگ خون در کلاسها تدریس کنند  ......

یاد اعدامها ، شکنجه ها و بی حیثیت کردن خدمتگزاران این دیار  ....یاد مصادره ها و چپاول اموال مردم و در بدر کردن خانواده ها ....یاد کشتار سالهای 60 و  67و آنچه  که در زندانها بر سر دختران و پسران ما آوردند  ، آزارم میداد.....راستی چه روزگار گزنده و سیاه و درد آوری بر این مرز و بوم گذشت ...

  زاری نامه  کروبی به هاشمی یار همسنگرش  ، همه رنج ها ی سی سال گذشته را بر سرم  فرو ریخت و بر  این اندیشه  -   که آیا  کروبی در همه سالهایی که بر مسند قدرت نشسته بود از آنچه که در بیدادگاههای ما میگذشت بی خبر بود ...؟ اگر بگوید    آری    آن وقت ناچار میشوم قصه تلخ  ، نامه منتظری به خمینی را برایش یاد آور شوم و بگویم آن مرد در آغاز انقلاب آنچه را که در زندانها میگذشت برای رهبر انقلاب نوشت ولی شما و همپالکی های امروزتان او را ساده دل نا میدید و کلام فقیه عالیقدر را یک شبه منسوخ دانستید و در راند نش از بارگاه شوکت و قدرت کوشیدید ..

آری این بار نزد خدا شکوه نبردم ....چون در همه این سالها ...خدا  به هیچکس حتی مردان نزدیک به او از هر قشر و طبقه ای پاسخ نداده بود .....خدا شکنجه ها و تجاوزات درون زندانها را لابد دیده بود ....فریاد استغا ثه مظلوما نه آنان را شنیده بود ....اشک چشمان بی رمق مردان و زنانی که بر چهره های شرم و خشم زده شان نشسته  ، دیده بود ....خدا ، ضجه مادران و پدران فرزند از دست داده را که خاک بر  سر و روی می پاشیدند ، مشاهده کرده بود ....خدا فریاد  پا ینده ایران  را از دهان شادروان دکتر محمد رضا عاملی به هنگام تیر باران شنیده بود ...خدا از خروش   جاوید شاه   سپهبد رحیمی و سپهبد جهانبانی و دیگر امیران ارتش در آخرین نفس زندگی آگاهی داشت همچنانکه از زمزمه های خلوت شبانه منتظری باخبر بود ....و شکایت هاشمی را هم در انتخابات گدشته  دریافت کرده بود ..ولی

دریغ از یک پاسخ کوتاه ...!!


ادامه نوشته
+ نوشته شده در چهارشنبه 28 مرداد1388ساعت توسط اخگر |

 

کالبد شکافی روشنفکران نفتی         

جنگ نفت بین دولتها چه مصائبی برای ایران در بر داشت ...؟ !

مصدق روشنفکری که راه را برای بحران نفت هموار کرد ...!!

مصدق طرح الغاء قرار داد نفت با انگلیسها را امضا نکرد ...!!

 

رضا شاه اولین شخصیت سیا سی  بود که برای  نجات منابع  ایران از چنگال بیگانگان اقدام عملی و شجاعانه کرد و بهای سنگین آن که برکناری از سلطنت و تبعید در غربت  بود پرداخت و با مقاومت خود ، استعمار انگلیس را وادار به اقداماتی کرد که به قطر پرونده جنایات آن درتاریخ سیاسی جهان افزود 

رضا شاه به گناه ایرانی بودن و ایرا نی اندیشیدن و از منافع ملت ایران پاسداری کردن به جزیره موریس و سپس ژوها نسبورک در افریقای جنوبی تبعید شد و در همانجا در گذ شت .....این روز ها مصادف با سالروز فقدان آن مرد بزرگ و فرزند میهن پرستش محمد رضا شاه پهلوی است ....روزها یی که سخت عبرت آموز است زیرا ثمره  تلاشهای آن  پدر و پسرد ر راه ایران دارد به نتیجه میرسد...و ایران با حرکت به سوی سکولاریسم ، هویت از دست داده اش را باز می یابد .

اما دوران پادشاهی محمد رضا شاه  را باید یکی از پر سر و صدا ترین و جنجالی ترین ایام تاریخ ایران دانست زیرا  جنگ دوم جهانی   و نقض بی طرفی ایران که منجر به تهاجم نظا می شوروی و انگلیس گردید  شرایط  را بگونه ای رقم زد که از آغاز تا پایان دوران پادشاهی محمد رضاشاه پهلوی با تنش های سیاسی و دخالت بیگانگان در امور و سنگ اندازی های مداوم شوروی و انگلیس و سپس آمریکا و کج خلقی روشنفکران سیاسی همراه بود که باید ریشه همه آنها را در قصه پر غصه نفت مشاهده کرد  .

 بیگانگان با اشغال ایران میخواستند نهایت بهره برداری را از وضعیت موجود  بنمایند ....دو دولت  انگلیس و شوروی  از هیچگونه زور گویی و چپاول و بی اعتنایی به  حقوق ملت ایران دریغ نمیورزید ند  ...   انگلیسها برای  حفظ حوزه های نفتی که کمک شا یان توجهی به پیروزی آنان در جنگ کرده بود   تلاش چشمگیر داشتند.... روسها نیز  برای کسب غنیمت جدید و اخذ امتیاز نفت شما ل  برنامه هایی  پیش روی داشتند ... دولت آمریکا که پای به عرصه جنگ نهاده بود ار نفت خاور میانه و بویؤه ایران سهم میخواست . اسناد و مدارک گواهی میدهند که آمریکاییها از سال 1321 در پی اخذ امتیاز  نفت ایران بودند و خلیج فارس را زیر نظر داشتند ...کارشناسان شرکتهای  نفتی آمریکا  از سال 1322به ایران رفت و آمدشان را آغاز کرده و رایزنی هایی  با رجا ل و روشنفکران سیاسی ابرانی داشتند ....گفتگو ها غالبا در پس پرده بود زیرا آمریکاییها میدانستند که در حریم نفتی انگلیسها پا نهاده اند و نمیخواستند تراژدی سقا خانه که به مرگ یک آمرکایی انجامید تکرار شود ...اما انعکاس این تلاشها در جراید آمریکا  بویژه روزنامه نیویورک تایمز سبب تیز شدن گوش روشنفکران و بازیگران عرصه سیاست ایران گردیده بود...در اوضاع آشفته آن روزها ناگهان و برای نخستین بار در مجلس شورای ملی قرار داد نفت ۱۳۱۲  که بدان اشاره کرده ام مورد نقد و اعتراض قرار گرفت و از آن به عنوان خیانتی در دوره دیکتا توری یاد شد ...!! و جراید آمریکا نیز به این داستان دامن زدند ....


ادامه نوشته
+ نوشته شده در جمعه 23 مرداد1388ساعت توسط اخگر |

 

پاسخ تاریخ به شاهنشاهان پهلوی

آسوده بخوابید که ملت ایران بیدار  است

جنبش سبز ملت ایران هوشیار است

فریاد شاهنشاه ایران در آرامگاه کوروش بزرگ بنیانگزار شاهنشاهی ایران زمین :

( کوروش  آسوده بخواب که  ما بیداریم  ) در  آسمان بغض آلود ایران فضایی را اشغال نکرد ... اما از هر واژه آن فریاد - سیاست بازان جهانی  لرزید ند و خواب را بر  خود حرام کردند تا اند ک  بیداران ایران زمین را قربانی سحر و جادوی انقلاب سازند . انقلابی که داس مرگ و چکش ویرانی بر درفش تشیع سرخ نقش بسته بود .

سی سال از به اهتزاز در آمدن آن پرچم که بر سینه میهن پرستان و عاشقان فرهنگ ایران کوبیده شد میگذرد ....رعب اسلامی و کینه انیرانی و دیپلماسی  جهانی بر هم تنیدند و ایران برخا سته از خواب قرون و اعصار را به بیغوله های تاریک و خاموش تاریخ سوق دادند و گردفراموشی   و ادبار  بر سر ورویش پاشیدند .....

.ایران آتش گرفت و سوخت اما از درون خاکسترهای آن همچون همیشه تاریخ - ققنوس وار قد علم کرد ....برخاست ...خاکستر از سر زدود ...با آب دماوند چهره از خون فرزندانش شست و بر حریر سبز آزادگی آراسته گشت  و با لبخند سبز حیات دوباره را با سر افرازی از سر گرفت تا فرهنگ جهان تابش بر تاریکی ها غلبه کند ....

امروز تاریخ ایران به شاهنشاهان پهلوی پاسخ میدهد  :

گرچه  در تمامی سالهای حضورتان آرام و قرار نداشتید تا ایران به سامان نشیند ...تا ایران نقاب فقر و جهل از چهره بزداید تا تحجر سیاسی  و دینی بر گل فرو افتد ...تا سکولاریسم و مدرنیسم بر تخت نشینند ...تا افتخار و ارزش ایرانیت بر جهانیان اثبات گردد ...تا ایران آباد و سر افراز باشد   ...آری شما  در همه سالهای حیات تان آرام و قرار نداشتید و پس از رحلت تان نیز روح تان را زیر ضربات تازیانه های تهمت و افترا و دروغ آزردند   ....اما حالا دیگر آرام بخو ابید ...آرام بخوابید که ملت ایران بیدار شده است ...جنبش سبز ملت ایران از راه رسیده تا آرزوهای ناتمام شما را تحقق بخشد ... آمده است تا دیوار ویران شده سکولاریسم را که به همت شما دو سردار تاریخ بر پا و استوار گردیده بود بار دیگر بسازد ..


ادامه نوشته
+ نوشته شده در جمعه 9 مرداد1388ساعت توسط اخگر |

 

هاشمی رفسنجانی عصبانی است .....؟!!

یا شکست خورده و نا امید است ... ؟!!

او آمد تا بگوید : پدر بزرگ نمرده است !!

 

 

هرچه هست  او خبر از بحران اعتماد میدهد ...وملتمسانه از شرکای دیروزی و مسیولان امروزی در خواست میکند اعتماد عمومی را به نظام بر گردانند...او با آن که تلاش میکرد از جایگاه یک پیشوای مصلح و دلسوز نظام سخن بگوید و رهبری جنبش را از آن خود بداند  اما همه میدانستند که وی نیز در پی کسب مشروعیت از دست رفته است  .

 

هاشمی رفسنجانی  آرای مردم را در پای تریبون نماز جماعت در معرض معامله نهاد و به بهای پیشنهادات زیر فروخت  :

1 اقدامات عملی برای بازگشت اعتماد مردم به نظام

2 – دلجویی از خانواده کشته شدگان وقایع اخیر

3 – آزادی زندانیان سیاسی

هاشمی رفسنجانی که در ایران پدر خوانده مافیای اقتصادی و سیاسی خوانده میشد مدتهاست که از جرگه شرکای حکومت دینی و سیاسی رانده شده و در انتخابات دوره نهم نیز که  وارد کارزار گردیده بود رسما و علنا در برابر احمدی نژاد عقب رانده شد....

 او که خود را متولی انقلاب و یار و همدم امام و حامی خامنه ای  میدانست هرگز انتظار نداشت این گونه فرش قرمز را از زیر پایش بکشند بنا براین شکوه و شکایت شکست خود را نزد خدا برد ..اما از پای ننشست و حفظ کرسی ریاست مجلس خبرگان و شورای تشخیص مصلحت نظام را بر قهر و خانه نشینی ترجیح داد و تنها  به رهبری  چند پاره شده مافیای اقتصادی اکتفا نمود و مترصد فرصت نشست تا آب رفته را به جوی برگرداند .

حضور احمدی نژاد در مقام ریاست جمهوری – سر آغاز تلخکامی  دوران حیات سیاسی هاشمی رفسنجانی و یاران وی بود ... زیرا برنامه مبارزه با مفاسد اقتصادی دولت  مشمول کسانی میشد که یا زیر مجموعه رفسنجانی بودند و یا از آبشخوار اصلاحات سیراب میشدند که از سر چشمه به حیاط خلوت رفسنجانی متصل بودند ... بنا بر این نیروهای هاشمی رفسنجانی در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد مرتب تحلیل میرفت و از جریان کارهای اجرایی و بویژه اقتصادی کنار گذاشته میشدند .....جنگی پنهانی و تمام عیار در پشت صحنه جریان داشت و در یک ائتلاف نا نوشته بین احزاب و جریان های درون حاکمیت ولی رانده شده از مراکز قدرت سیاسی  مبارزه علیه دولت  احمدی نژاد را آغاز کردند ....

دسته بندی های سیاسی قبل از انتخابات به شرح زیر بود   :

1 – اصلاح طلبان چپ سنتی که شامل حزب اعتماد ملی  - حزب همبستگی – مجمع روحانیون مبارز میشوند  و چهره شاخص شان مهدی کروبی است

2 –  اصلاح طلبان چپ مدرن اسلامی  مانند : جبهه مشارکت با هدایت محمد رضا خاتمی و سعید حجاریان  -- سازمان مجاهدین انقلاب  به رهبری بهزاد نبوی  

3 –  اعتدال گرایان اسلامی میانه  مانند  : حزب کارگزاران  به زعامت اکبر هاشمی رفسنجانی  --- حزب اعتدال و توسعه به هدایت حسن روحانی و علی اکبر ولایتی 

4 –  محافظه کاران راست سنتی اسلامی  مانند :  حزب موتلفه به ریاست علی اکبر ناطق نوری --  جامعه روحانیت مبارز با هدایت علی لاریجانی  -- جامعه مدرسین قم با حمایت حبیب الله عسگر اولادی    

5 –  لیبرال های راست ملی – مذهبی مانند  :  نهضت آزادی که بوسیله ابراهیم یزدی و محمد توسلی و عبدالعلی بازرگان اداره میشود   

6 – رادیکال چپ ملی – مذهبی  مانند  :   جنبش مسلمانان مبارز  با هدایت  حبیب الله پیمان  -- گروه ایران فردا با رهبری عزت الله سحابی و احسان شریعتی  

7 – لیبرال های جمهوریخواه مانند : دفتر تحکیم وحدت که از راه دور توسط اکبر گنجی و محسن سازگارا و علی افشاری اداره میشوند   


ادامه نوشته
+ نوشته شده در سه شنبه 30 تیر1388ساعت توسط اخگر |

کالبد شکافی روشنفکران نفتی

در زمان رضا شاه رشوه گیری بر افتاد

میهن پرستی و پا فشاری رضا شاه به تغییر قرارداد دارسی انجامید

 


نفت  برای ایران بلای سیاه بود وبرای دزدان و غارتگران و استعمار گران برکت

نفت سرنوشت کشور ما را بگونه ا ی رقم زد ه که از آغاز قرن بیستم تا به امروز هزاران جلد کتاب بوسیله  دوست و دشمن در باره تاثیر  آن  نوشته شده ....اما همچنان مساله روز است  با نا گفته های بسیار .

پرونده قرارداد دارسی از آغازبا رشوه گیری مقامات سیاسی ارشد کشور که ضمنا روشنفکران عصر قاجار نیز بودند گشایش یافت ...صفحات آغازین آن با خیانت و پشت هم اندازی و دلالی غالب دست اندر کاران آن نوشته شد و   به روشنفکران عرصه خان بازی  و رعیت پروری رسید... و شگفتا که امر باج دهی و باج ستانی و حق کشی و نادیده انگاشتن حقوق ملت به گونه ای  تعریف شد که روشنفکران اشراف و اشراف زادگان روشنفکر از کنار این بنای کج  با بی اعتنایی عبور کردند وبعدها نیز رشوه گیری امضا کنندگان روشنفکر قرار داد از نقد ها مصون ماند ند....اما بیان فساد آغازین از این روی ضرورت دارد که خواهیم دید رضا شاه و مردان  و روشنفکران عصر او که از رویه ناهنجار جاری  تبعیت نکردند با چه مشکلات و مصائبی روبرو گردیدند تا بالاخره توانستند تغییرات عمده در قرارداد دارسی بوجود آورده و به حقوق حقه ایران دست یابند


ادامه نوشته
+ نوشته شده در شنبه 6 تیر1388ساعت توسط اخگر |

 

 

روز جمعه : مجلس ختم نظام را بر گزار کردند

راه را برای رفراندوم باز کنید...

 

وقتی تاریخ در گمنامی و غربت می افتد ...وقتی از حوادث نمی آموزیم .....وقتی نگاه مان را بر آینده و گذ شته می بندیم.....آنگاه تاریخ تکرار  میشود ...!!!

وقتی سی سال پیش  توی دهان دولت قانونی زدند و دولت غیر قانونی را بر یک جامعه هیجان زده تحمیل کردند وهمگان از درون و برون بر این جا بجایی کف زدند ...حال آمده اند تا  بر اساس همان سنت دیرینه توی دهان ملت بزنند و یک   دولت را بر یک ملت تحمیل کنند ....!

وقتی سی سال قبل توی دهان سفارت آمریکا زدند و دیپلمات ها ی آمریکایی را تحقیر کردند و عمو سام خم به ابرو نیاورد و چهار صد و چهل و چهار روز خفت و خواری را بر جان خرید  تا نوزاد حکومت اسلامی جان بگیرد ...حال باید آمریکا و غرب بنیشینند و شاهد دهان کجی و بد مستی این طفل سی ساله باشند ....!!

وقتی سی سال پیش .....آقایان امام را در ماه دیدند و روشنفکران دینی و ملی مذهبی  بر آن مهر تایید کوبیدند ..حال باید هاله نور را   بالای سر دولت  مشاهده کنند  ...

وقتی سی سال پیش بهترین افسران و فرزندان ایران را از دم تیغ گذ رانیدند و رنگ   سرخ خونهای به ناحق ریخته شده را ندیدند  - حال باید امروز  رنگ سبز یکی از فرزندان اصیل حکومت دینی را تحمل کنند  ..!

 وقتی سی سال دنیا ی دمکراسی کارتری و اعوان و انصارش در بریتانیای صغیر چشمانشان را بر تحقیر یک ملت می بند ند و امروز  گوشه چشمی بر ما میگشایند حال باید  آقایان  شگفت زده از این تغییر - فریاد مرگ بر بی بی سی و صدای آمریکا بر دارند و از عهد شکنی ...این  عزیز  در دانه های رسانه ای  رنجیده خاطر شوند ...

وقتی سی سال انگشت حکومت به سوی بهشت موعود دراز بود و همه وعده ها به آنجا ختم میشد و صدای مظلومیت این مردم به گوشها فرو نمیرفت حال باید گوشهایشان را برای شنیدن خروش پر صلابت یک ملت  از درون قلبهای شکسته آماده کنند 

وقتی سی سال پیش پایه های یک حکومت را  بر مصلحت نظام   نهادند واهل فن  و دانش را به انزوا راندند  .. حال باید  از سازه های لرزان آن که با غریوی شکاف برداشته است بیم به خود راه دهند  ....

وقتی از سی سال پیش ملت جا یش  را به امت داد و تا حد گله های گوسفند سقوط کرد و  چوپان وظیفه شرعی داشت فقط آب و علف اش را تامین کند ولی  بر هویتش بتازد و بر شعورش تردید روا دارد و بر آرزو هایش فاتحه بخواند ... حال باید از بیداری این گله انگشت تحیر بدندان گیرند و چاقوی شان را برای بریدن سر  بره های سر بهوا تیز کنند ...  !!

تاریخ  را نخواندند ...تاریخ ملت ایران رااز نیمه هایش خواندند و خود خواسته  مرور کردند و به تحریف ارزشهای یک ملت دست یازیدند...که اگر چنین نبود  حتما ملاحظه می کردند  که وقتی دیواراعتماد یک ملت فرو میریزد  دیگر نمیتوان بر خرابه های آن تکیه کرد حتی اگر با اشک چشم به پاکسازی  اش بر خیزند ...

و امروز آن روز است   ....شاید بتوان با شمشیر های آغشته به خون چند صباحی روی پاهای لرزان ایستا د ولی خرابه ...خرابه است ....باید به حکم تاریخ واراده ملی گردن نهاد  تا راه برای معماران واقعی ودلسوز و بر گزیدگا ن خرد جمعی و میهن دوستان آرمانخواه هموار گردد ...

اراده ملی بر یک رفراندم تعلق گرفته است ....

انتقال حاکمیت از حاکمیت فرقه ای به حاکمیت ملت

+ نوشته شده در سه شنبه 2 تیر1388ساعت توسط اخگر |

ملت ایران از مرز انتخابات میگذرد

عروسی که به حجله نرفت و درد سر آفرید

راه خروج = رفراندوم

 

در گرما گرم شور و حال انتخابات -  قبل از آن که آرا ی مردم به صندوق ریخته شود در یک

تحلیل بیطرفانه از جنگ قدرت نوشتم :

آنان که تنور انتخابات را  داغ کرده و هزینه آن را پرداختند ناگهان در یافته اند - حرارت مطالبات مردمی آن چنان بالا ست که نه تنها نانی در این تنور پخته نخواهد شد بلکه شاطر و خمیر گیر در معرض آتش نابودی قرار گرفته اند....

اما چرا به آن تحلیل پرداختم خود حدیثی است که باید آ ن را از درون ماجرا روایت  کرد  .

اتفاق متفاوتی که در این نوبت از انتخابا ت رخ داد وجنگ قدرت را از راس هرم به قاعده کشا نید ائتلاف پنهانی حاکمیت فرقه ای با رسانه های غرب علیه تحریم انتخابات بود که توسط تعدادی از احزاب و جریانهای سیاسی و میهن پرست اعلام شده بود و برای اولین بار    رسانه های غربی بویژه صدای آمریکا و بی بی سی همصدا با مسئولین کشور به رد تحریم و تشویق مردم به حضور در صحنه انتخابات پرداختند  و در واقع باید اینگونه بیان کنم که فرامین و سخنا ن مقامات بالای نظا م برای مشارکت هر چه بیشتر مردم در انتخابات -  بلافاصله در آشپز خانه وزارت خارجه آمریکا و اروپا پخته میشد و پس از اضافه کردن مقداری ادویه های خوش طعم از عطاری دمکراسی به سفره صدای آمریکا و بی بی سی تحویل میگردید و ژورنا لیست های برگزیده - آن را در بشقاب های طلایی به مردم گرسنه آزادی ارائه میکردند....و این چنین بود که امید های  دو جریان خارجی و داخلی  هماهنگ گردید و فریاد تحریم کنندگان درمیان هلهله جشن عروسی غرب با حکومت اسلامی گم شد و در کنارسفره ا ی که به همت روشنفکران دیروزی و امروزی گسترده شده بود  خطبه عقد را حجت الاسلام اوباما خواند و به مبارکی و میمنت همه به پایکوبی و دست افشانی پرداختند و جشنی بپا کردند بی بدیل و تماشایی ........و از همه مبارک تر آن که در همه آن شبهای رویایی و پر نشا ط نشانی از گشت مبارزه با مفاسد و نیروی پلیس و خواهران ارشادی و برادران بسیجی و پاسداران ارزشهای اسلامی خبری نبود .. گویا آنان هم دستور داشتند عیش جوانان و روشنفکران را منقص نکنند و بگذارندابن شادی و شادمانی مشارکت سیاسی  به کا م ملت عزیز تلخ نگردد  - به آنان تذکر داده شده بود با چند شب عیاشی و خوشگذرانی و مهر ورزی !! بنا نیست طا ق آسمان شکا ف بردارد و غضب الهی بر ایران سرازیر گردد..

در آن شبهای کذایی فضای ایران را رایحه آزادی و عدالت اسلامی ونوای موسیقی رپ و جا ز آمریکایی پر کرده بود ....حتی پیروان ترشروی دولت  هم گره از ابروان با ز کرده  و با موزیک رپ ترقصی میفرمودند -  خواهران هم دستی به سر و روی شان کشیده و سرخابی بر لب و لپ شان مالیده و گلابی بر موهای افشان شان پا شیده بودند که احتمالا گلابش از قمصر نبود و بوی خوشی نداشت !!...ولی به هر حال هر چه در چنته داشتند با خوشرویی بر طبق اخلاص گذارده و بر رونق مهر ورزی افزوده بودند.


ادامه نوشته
+ نوشته شده در چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت توسط اخگر |

خطر آتش سوزی در کنار تنور انتخابات

نبرد بی امان مافیای اقتصادی با مافیای سیاسی

روشنفکران تازه بدوران رسیده در بوته آزمایش تاریخ

 

چند شب است که دل را بپای مناظره ها ی انتخاباتی سپرده ام ...سرا پا گوش وهوش شدم بلکه  بتوانم در این وادی حیرت – نکته ای بیابم که آرامم کند و یا روزنه ای در فضای  تیره  و بشدت ملتهب سیاسی میهنم پیدا نمایم تا شاید بتوان در پناه آن خانه ای از امید بسازم ...اما بی آن که از شگفتیهایم کاسته شود و از بار دغدغه هایم بکاهد  به نکاتی دست یافتم که با هم مرور میکنیم :

1 -  میان آن همه ادعاها و حرف و حدیث ها و افشاگریها  یک  نکته را نمیتوان انکار کرد و آن این که هر چهار کاندیدای ریاست جمهوری بهنگام نقد یکدیگر  به اتهاما تی اشاره نمودند که یا کاملا درست بود و یا نزدیک به راست .

2 - در این نبرد کسب قدرت - سه کاندیدا متفق القول و هماهنگ بر رییس جمهور تاختند و مطالبات مردم  و حقوق از دست رفته جامعه را  بیان داشتند و آقای احمدی نژاد را بشدت عصبانی کردند .. اما در آن سوی مبارزه - رییس جمهور نیز بدرستی اتهامات وارده را در چهار سال دوران خدمتش بی انصافی دانست و بر گذ شته و مدیران دوران پس از انقلاب آن چنان تاخت که طرف مقابل و یاران در صحنه اش را دچار لکنت زبان و پریشان گویی نمود ....


ادامه نوشته
+ نوشته شده در یکشنبه 17 خرداد1388ساعت توسط اخگر |

کالبد شکافی روشنفکران  نفتی  

شرکتهای نفتی باما چه کردند

روشنفکران : پیاده نظام کارتل های نفتی

رضا شاه : آتش به جان انگلیسها زد

تعطیلات نوروزی و بازیهای زندگی . سبب تاخیر در نگارش سلسله مقالات  روشنفکری در ایران  گردید .

سالی را پشت سر نهادیم ودغدغه های سال گذشته را با خود به سال جدید انتقال دادیم زیرا خاورمیانه   همچنان در آتش جهالت و نا بسامانی و فقدان سازوکار و امنیت می سوزد و چهره بشریت از گستره فریب و ریا به غم نشسته است .

سالی که پیش رو داریم   غبار آلود وپر از هیاهوی لاف و گزاف سیاست بازان و دولت مردان است و در این میان حقیقت خسته و ناتوان راهش را از واقعیت های تلخ و سیاه جدا ساخته است.....

بازار حرف و حدیث و سخنوری و گزافه گویی بشدت داغ و ادعاهای پوشالی و گمراه کننده  از همه سو بگوش میرسد و بوی نامطبوع خیانت و شرارت از بحران اقتصادی جهانی . شامه انسانها را آزار میدهد .

مدیران حقه باز دست در دست مافیای اقتصادی تا آنجا   دروغ میگویند که تو گویی راست مرده است و در ایران نیز هشداراشو زرتشت را از پس قرنهاگذ شت زمانه احساس میکنیم که برای امروز بیان شده است   آنجا که میگوید :

هرگاه مردمی کمتر از آزادی بر خوردار باشند بیشتر میترسند و هرجه بیشتر بترسند بیشتر دروغ میگویند و هرجه بیشتر دروغ بگویند بیشتر ستم میکنند و کمتر خواهان آگاهی و دانایی وآزادی و آزاد اندیشی هستند .

ترس از گزمه ها – از اتهامات – از سفره خالی – از فردای تاریک . بر جان مردم خانه کرده و دیوار دفاعی دروغ را روز به روز بلندتر و استوارتر میسازد وبدین روی مردم از خرد ورزی فاصله گرفته اند... و من در این فضای ملول و بی نشا ط  تلاشی دیگر را آغاز میکنم ...تا امیدوارانه بر دیوار بلند دروغ تلنگری بزنم....شاید که راهی هر چند ناهموار بسوی حقیقت گشوده گردد. !!!


ادامه نوشته
+ نوشته شده در سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت توسط اخگر |

کالبد شکافی روشنفکری دینی    

دکترنصر با اسلام دو آتشه از غرب بازگشت

دربار ایران در محاصره سنت گرایان

رئیس دفتر شهبانوی ایران یک ضد تجدد بود

آنان که از مدینه فاضله خود گریختند و در دامان غرب بیتوته کردند

 

 

یکی از شگفتی های دنیای روشنفکری  قبل از انقلاب ، آشفتگی و در هم ریختگی وگونا گونی چهره ها و متولیان دین و سنت و تضاد اندیشه ها در عرصه سیاست و فرهنگ بود که با و رود  شخصیتها و جریانها و آدمهایی از نوع دانشگاهی و بازاری و فیضیه ای و از فرنگ بر گشته و دانشجو و کاسب و وووبه درون جامعه ، کلاف سر در گمی پدید آمده بود  و چنین بنظر میرسید که نه تنها سیاست بازان و نظریه پردازان مذهبی ، خود اسیر طوفان اندیشه ها ی غربی و شرقی شده اند  بلکه کار گزاران نظام را  نیز به این وادی سر در گمی و فرما یشی و عوام زدگی کشانیده اند .

.... از این روی در دهه چهل و پنجاه علاوه بر نهضت آزادی و تروریست های مذهبی و فدائیان اسلام و ملی – مذهبی ها و هیئتی ها و بازاریها که قبای دین به تن کرده بودند موج جدیدی از جریان روشنفکری دینی  پای به میدان نهاد که دین گرایی و بازگشت به خویش و فرار از تهاجم غرب را با اقتباس از مکتب هانری کربن و هایدگر تبلیغ میکرد و به گونه ای از سرمایه باورهای مذهبی مردم و اعتقادات دینی جامعه هزینه مینمود .

این روشنفکران که تازه از فرنگ برگشته بودند و ظاهری اتو کشیده و کراواتی و بشدت بوی غرب میدادند  ، بر خلاف  روند زندگی که بسوی  مدرنیسم  جریان داشت بر طبل اسلام و مخالفت با غرب و مدرنیسم میکوبید ند و  بجای استفاده از منبر  از تریبون های دانشگاهی و مجامع علمی بهره میبردند و ساز بازگشت به سنت و مذهب را  بیخ گوش رژیم کوک کرده بودند ، آنان با نفوذ در حوزه در بار و دانشگاه و اعلام سر سپردگی به رژیم ،از امنیت کامل برخوردار بوده و استقلال ایران را در جدایی از فرهنگ غرب و اتکا به فرهنگ باستانی آسیا و مذهب دانسته و از فرصت های سیاسی برای شکاف بین غرب و ایران بهره میبردند .

 یکی از این روشنفکران دینی تازه به دوران رسیده فردی بود بنام  دکتر حسین نصر .


ادامه نوشته
+ نوشته شده در یکشنبه 18 اسفند1387ساعت توسط اخگر |

 

  

کالبد شکافی روشنفکری دینی

 

حسینیه ارشا د چگونه پدیدآمد

هیاهوی بسیار برای چی  ..؟

ساواک پشت سر حسینیه ارشاد

نفی و انهدام هویت ملی و دموکراسی 

 

 

یکی از پایگاههای جریان روشنفکری  د ینی که بعدها به پادگان تربیت نیروهای پیاده نظام انقلاب تبدیل گردید حسینیه ارشاد بود  ، جایی که با حضور دکتر شریعتی و با حمایت ساواک به تریبون پر جنجال روشنفکران ملی - مذهبی شهرت یافت و کانونی شد  برای جمع آوری و متمرکز ساختن  نیروهای پراکنده د ینی و سر گرم ساختن جوانان به اسلام انقلابی

تاسیس  حسینیه ارشاد حکایتی دارد که به خواندنش می ارزد   . در سال 1346 خورشیدی آقایان ناصر میناچی و محمد همایون از شهربانی ، تقاضای  تاسیس موسسه خیریه تعلیماتی و تحقیقات علمی  و دینی  حسینیه ارشاد را مینمایند  ، اداره شهربانی از ساواک کسب تکلیف و اعلام نظرکرده و ساواک نیز طی نامه ای با این در خواست موافقت میکند

دکتر ناصر میناچی روشنفکر ملی - مذهبی  با  اینکه آخوند نبود ولی تعلق خاطرش به روضه و عزاداری و بر پایی مراسم سوگواری و تبلیغ مذهبی و تو سر زنی - دست همه رفقای مذهبی اش را از پشت بسته و بطور اسرار آمیزی سنگ تبلیغات مذهبی را یه سینه میزد و میزند .

وی فبل از انقلاب مشاور حقوقی شرکت میلاد به مدیریت مرحوم محمد همایون بود  .  پیش از تاسیس حسینیه ارشاد ، زمینی در مجاورت منزل میناچی وجود داشت که در ایام محرم ، چادری در آ ن بر پا میکردند و مراسم سوگواری و سخنرانی و گاهی هم آش نذری بر گزار میگردید ، ناصر میناجی که سر سپرده این قبیل مجالس بود و در منزلش نیز غالبا مجلس وعظ و روضه وخطابه داشت و اشخاصی مانند محمد تقی شریعتی و مطهری سخنرانی میکردند از محمد همایون در خواست میکند این قطعه زمین را خریداری کرده و حسینیه ای بسازد ، این پیشنهاد مورد قبول واقع میشود وحسینیه بر پا میگردد و بلافاصله در سال 1346هیئت امنایی با شرکت محمد همایون ( منبع مالی ) ناصر میتاجی (مدیر ) ومطهری ( سخنران ) تشکیل میگردد و از شگفتیها آن که پس از مدتی استاد مطهری را کنار میگذارند ودکتر علی آبادی دادستان تهران  به جمع هیات امنا می پیوندد  .

اولین سخنران حسینیه ارشاد آقای مطهری بود که ضمنا اختیارات امور تبلیغی و انتخاب سخنران را نیز داشت .

مطهری افرادی همچون  محمد تقی شریعتی و صدر بلاغی  و مکارم شیرازی و هاشمی رفسنجانی را به حسینیه دعوت میکرد ولی  از سال 1349روابط اقای مطهری و میناچی بر سر اداره حسینیه تیره شد و با دور شدن مطهری از حسینیه سخنرانان روحانی جایشان را به افراد غیر معمم نظیر دکتر شریعتی  - زر یاب خویی – کاظم سامی  - و اسماعیل رضوانی  دادند . یکی از عمده ترین دلایل بروز اختلافات  ، سخنرانیهای دکتر شریعتی بود که با با ور های برخی از  روحانیون   مغایرت داشت و در مراکز مذهبی جنحال هایی را پدید آورده بود تا آنجا که هیات مدیره حسینیه ارشاد متهم به در یافت وجوهات از وهابیون عربستان  شدند و حتی در محافل غیر رسمی عامل انتقال این پولها را آقای جعفر رائد سفیر ایران در عربستان نام میبردند ...!!

 ابن شایعه بیشتر از سوی کسانی دامن زده میشد که از حسینیه جدا شده بودند و نقش ساواک را در بر خورد با دکتر شریعتی مشکوک و غیر عادی میدانستند .   پس از انقلاب که اسناد ساواک منتشر شد و ارتباط شریعتی با این سازمان مسجل گردید به نامه ای بر میخوریم که شریعتی به سازمان امنیت واطلاعات کشور نوشته و در آن  چنین آمده است:. "..اینجا قبلا کانون مرتجعین و آخوند ها بود و امثال دکتر کاسمی و فلسفی وامثال آنها نطق میکردند... و من نمی خواهم این سنگر دست مرتجعان و خائنان بیفتد...( به نقل از کتاب شریعتی در اسناد جلد 2 ص79 )


ادامه نوشته
+ نوشته شده در سه شنبه 13 اسفند1387ساعت توسط اخگر |

کالبد شکافی روشنفکران کمونیست در ایران

 

(  قسمت هفتم )

 

بر خورد حزب توده با نهضت ملی شدن نفت

چگونه حزب توده با همه خوشرقصی ها فرو ریخت

حزب توده دستی در دامان روس و دستی دیگر در بیعت با  انگلیسها

 مامور مخفی شوروی به ایران پناهنده شد و رهبران حزب توده را به کام مرگ فرستاد

 

 

در جریان باز بینی نهضت ملی شدن نفت و نقش احزاب در آن باید قبل از پرداختن به حزب توده ، نگاهی به یکی از جریان های بسیار موثر در تداوم نهضت  بیندازیم و آن نقش دکتر مظفر بقایی و حزب  زحمتکشان او و روزنامه  شاهد وابسته به دکتر بقایی بود  زیرا براستی باید  اذعان داشت اگر  کوشش های دکتر بقایی و انتشار شاهد نبود کار به ملی شدن صنعت نفت نمی انجامید و جبهه ملی نیز شکل نمیگرفت  .

زمانی که دکتر بقایی وارد عرصه مبارزات سیاسی  شد دکتر مصدق خانه نشین بود  . نقش روز نامه شاهد  در ابطال انتخابات  اول دوره  شانزدهم  تهران بر هیچکس پوشیده نیست  زیرا اگر این انتخابات  منحل نمیشد ، در انتخابات بعدی هشت نماینده جبهه ملی از صندوق ها در نمی آمدند و داستان ملی شدن نفت پدید نمی آمد  .

سر مقاله های روز نامه شاهد آ ن چنان جذاب  و پر خواننده بود که نه تنها در تعیین مشی سیاسی جامعه  موثر بود  بلکه سبب جذ ب  دانشجویان و جوانان و روشنفکران و کارگران به حزب زحمتکشان و سایر سازمانهای دیگری که دکتر بقایی براه انداخته بود میشد از قبیل  سازمان نظارت بر آزادی انتخابات   - سازمان نگهبانان آزادی  -سازمان مبارزه برای ملی شدن نفت در سراسر کشور .

حضور دانش آموزان و جوانان در پای صندوق های انتخابات آن چنان  موثر بود که کسی را یارای تقلب نبود و نیز  جاپ پر تیراژ شاهد و توزیع آن بوسیله جوانان  و بر خورد با ماموران و حراست از چاپخانه ، نشانه مدیریت دکتر بقایی و احترم جامعه نسبت به وی بود  ...  پس از این قبیل زمینه سازیها بود که ابتدا حسین مکی و سپس سنجابی و صالح  در کنار بقایی قرار گرفتند و به مجلس  شانزدهم راه یافتند .


ادامه نوشته
+ نوشته شده در سه شنبه 29 بهمن1387ساعت توسط اخگر |

 

 

عجب خواب بلندی ....؟ !!

 

چه بیرنگ است ،  رنگ و لعابی که این روزها بر در و دیوار شهر میمالند تا چهره انقلاب را پیروز و پر هیبت نشان دهند  .... و چه بی رمق است فریاد های  شعار گونه مجریان شو های تلویزیونی ..... و چه بی اعتبار است مصاحبه رجال انقلاب .... گویی دیگر حنای ریا و خدعه که روزگاری ، نقش و نگاری داشت    کسی را رنگ نمیکند و طشت رسوایی بد جوری از بام  فرو افتاده و خالی بودن محتوایش سر و صداهای گوشخراشی پدید آورده است .....

انقلاب پس از سی سال  نه تنها نظام گذشته را بی اعتبار نکرد بلکه نسل جوان چراغ بدست در جستجوی  ان روزگاران است که پدران شان به رایگان فروختند  و متاعی از بازار جهانی خریدند که سخت فرسوده  بود .

انقلاب پس از سی سال بی رمق و افسرده و بی حال سر به نا کجا  آباد نهاده  و دل های پریشان و چهره های دژم بسیار ی  آن را بدرقه میکنند .

انقلاب از آغاز هم قرار نبود در صراط مستقیم باشد ... بیراهگی و کجراهی در ذات آن بود چون با  خانه بیگانه بود ....

انقلاب  از دیار سوداگران و سیاست بازان آمده  و ارمغانش خشم و فریاد و خون وشهادت  وجنگ است  ...گویی سر آرامش ندارد و هم چنان بر طبل  بحران میکوبد تا متولیان آشوبها ، بر سفره های رنگین آرام وقرار بگیرند   ......

انقلاب راهی دراز را پیموده است از بنگلادش که بوسه مرگ بر پیکر مجیب الرحمن زد   آغاز شد و در پاکستان  ، بوتو را به قربانگاه فرستاد و  در عربستان  فیصل ، شاه سرزمین وحی را به مسلخ برد و در افغانستان ظاهر شاه را به تبعید ... تا به  ایران  رسید ...

انقلاب به عراق و سوریه و مصر هم سری زد  و همه جا بذر اسلام شهادتی پاشید  و با خون جوانان انقلابی آبیاری گردید ... و در اندک زمانی جهان سرمایه داری  میوه این کشت و کار را که جنگ و برادر کشی و تخریب و انفجار و اعدام و نابودی زیر بناهای اقتصادی و فرو پاشی ارزش های اخلاقی و انسانی و متلاشی شدن نظام اقتصادی بود  بر چید.

انقلاب تنها در ایران  نبود ....در سراسر خاورمیانه  جاخوش کرد ... در سرزمین نفت  و گاز ....بر سر چاهها و راههای نفت و انرژی  ...بر آبهای خروشان اقیانوسها  و خلیج فارس ...بر مدیترانه و دریا ی سرخ ....و ساحل نیل ....همه جا آوای انقلاب اسلامی به گوش میرسد ...و قربانیان ویژه اش را تقدیم یار میکند...

و در این معرکه بزرگ جهانی  سخن از دیکتاتوری محمد رضاشاه و فراماسونی رجال ایران و بی عرضگی ارتشیان و بیرحمی ساواک و غارت ثروت ملی و از این قبیل حرف و حدیث ها چه بی معنا و بی اعتبار و نا مردانه است ... !!

انقلاب اسلامی بر ویرانه های کمونیسم جهانی  ، خانه ای نو بنا کرد  و باید چنین میشد  ... زیرا اگر کمونیسم فرو میریخت دیوار  امپریالیسم  نیز  بشدت  ترک بر میداشت ... . نجات کمونیسم ور شکسته و پیزوری میسر نبود .. پس  در اندیشه جانشین خلف برای آن بر آمدند .. وچنین شد که این چنین است  ...و پس  تازیانه بر جسد خاندان پهلوی زدن و تاریخ شاهنشاهی را به لجن کشیدن و میراث فرهنگی را به زیر خاک بردن و ...کاری است عبث  ..

و در این وانفسای  موجود ، بهتر است آقای بهرام مشیری ها دست از این تحلیل های آبکی و مسخره آزادیخواهی و دموکرات بازی بردارند   زیرا حکومت جمهوری اسلامی در لجن پراکنی به سوی خورشید ،  استاد بی بدیلی است و نیازی به عمله و اکله ندارد...!! و اینجاست که شاعر  پای در میدان مینهد و فریاد میزند  :

ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست         عرض خود میبری و زحمت ما میداری ..

 

 سخن آخر اینکه .. مجیب الرحمان  ، بوتو  ، ملک فیصل ، محمد ظاهر شاه  ، محمد رضا شاه ، حسن البکر  ، سادات   همه قربانیان ، عصر اختتام جنگ سرد هستند   هنوز قربانیان دیگری در راه داریم  که در پایان عصر بحران به تاریخ تقدیم خواهد شد ....هنوز همه خواب های آشفته مافیا ی سرمایه داری تعبیر نشده و سناریو ها و قربانیان دیگری در راهند ....

بنا بر این  -  این همه هیاهو در ایران و دررسانه های دولتی برای چیست  ... ؟  عجب خواب بلندی آنان را فرا گرفته است ... !! و چه بی محابا بر طبل تهی میکوبند ...و چه بی خردانه پای بر حرمتها مینهند و از تاریخ نمی آموزند و جاهلانه عربده میکشند  و غل و زنجیر بر دست و پاها میزنند و بر مشتی تهی مغزان فرصت طلب و بی اعتبار تکیه میکنند و بر این گمانند که ذخیره فردایشان هستند ...!!

 این همه فریاد در سالگرد انقلاب برای چیست  .. ؟ مگر ابر سیاه خشم مردم را در بالای سرشان نمی بینند ؟ مگر صدای شکستن دیوار بلند ارزشها را نمی شنوند  ؟ مگر رنج و درد آدمیان را در همه این سی سال احساس نمیکنند ؟

این چه باده سر مستی است که شما را از خواب گران بیدار نمیکند.

راستی عجب خواب گرانی داری ای یار  ..!!!!

+ نوشته شده در جمعه 18 بهمن1387ساعت توسط اخگر |

بخش نخست پیرامون گفتگوی اوباما با شبكه جهانی العربیه: چنانچه ایران سیاست مشت‌های گره كرده را كنار بگذارد می‌تواند از دوستی آمریكا برخوردار شود.

 تصویری 13 دقیقه  به گنجایش 7.27 مگابایت   دریافت

بخش دوم: پیرامون لایحه بودجه سال 1387و سخنان محمود احمدی‌نژاد در مجلس شورای اسلامی

تصویری 2 دقیقه به گنجایش 2.83 مگابایت       دریافت

   ***

یک‌ساعت برنامه تفسیر خبر را یكجا دریافت كنید   کیفیت پایین 18 مگابایت

برداشت از تریبون آزاد پان‌ایرانیست در خوزستان

+ نوشته شده در شنبه 12 بهمن1387ساعت توسط اخگر |

دیشب در برنامه تفسیر خبر از صدای آمریکا سرور منوچهر یزدی عضو شورای عالی رهبری حزب پان‌ایرانیست درباره حمله اسراییل به غزه و اینکه آیا منافع ملی برای ایران در این میان وجود دارد یا نه برای ببنندگان و شنوندگان سخنانی بیان داشتند که می توانید فایل شنیداری و دیداری آنرا از زیر دریافت کنید.

زمان ۹ دقیقه - تصویری - گنجایش ۵.۷ مگابایت

دانلود یکراست                  دانلود از پيوند دوم (مديا فاير)

اگر اینترنت کم سرعت دارید فایل صوتی را به گنجایش ۵۰۰ کیلوبایت یکراست از اینجا دریافت کنید.

برداشت از تریبون آزاد پان‌ایرانیست در خوزستان

+ نوشته شده در یکشنبه 29 دی1387ساعت توسط اخگر |

کالبد شکافی  روشنفکران کمونیسم در ایران 

( حزب توده )

سازمان اطلاعات و جاسوسی حزب توده چه کرد ؟

کارنامه حزب توده :

قتل ، جنایت ، ترور ، سرقت ، بازی با افکار عمومی ،

ترویج روحیه ضد ایرانی و وابستگی به بیگانه

 

بررسی وتحلیل عملکرد حزب توده زمانی معنا پیدا میکند که توان و قدرت مانور و عملیات آن را بدانیم و به همین دلیل ضروری است به یکی از عوامل قدرت این حزب که به دوام آن منجر گردید بپردازیم و آن سازمان اطلاعات و جاسوسی حزب توده بود .

قبلا اشاره کردم که حزب توده پس از حادثه سوء قصد به شاهنشاه  ، منحله اعلام و کوششهای آن به زیر زمین کشیده شد.. اما انچه که به دوام  و بقای حزب کمک کرد دو عامل بود  : 1 – حمایت دولت اتحاد جماهیر شوروی  2 – وجود سازمان اطلاعات و جاسوسی آ ن حزب که بوسیله دکتر کریم فروتن  اداره میشد .

مسئولیت سازمان اطلاعات حزب توده  در درون حزب بطور سری و به دور از اطلاع  و آگاهی افراد  در بدنه حزب بعدها به خسرو روزبه سروان اخراجی ارتش سپرده شد  . روزبه دو معاون داشت  ، اشوت شهبازیان با نام مستعار پرویز و مهندس کاظم ندیم با نام مستعار عبدالله .

شهبازیان سه شاخه از سازمان اطلاعات حزب را اداره میکرد : 1 – شاخه تعقیب و مراقبت  به مسئولیت  سروژ استپانیان  2 – شاخه کسب خبر  از منابع انتظامی به مسئولیت  اکبر انصاری . 3 – شاخه کسب خبر از ادارات و دوایر شهربانی و پلیس به مسئولیت  اسحاق محجوبی  

مهندس کاظم ندیم شاخه های زیر را اداره میکرد :

1شاخه احزاب و جمعیت ها به مسئولیت حسین مهر داد

2 – شاخه ادارات و مطبوعات

3 – شاخه اصل چهار ترومن که امریکایی بود  - سفارتخانه ها و کلیساها که زیر نظر دکتر اسماعیل بیگی اداره میشد .

این تشکیلات وسیع و گسترده که نمودار کوچکی از سیستم امنیتی و اطلاعاتی شوروی بود در همه سازمانهای کشوری و لشکری کشور نفوذ یافته و کسب خبر و اطلاعات میکرد .  در چنین شرایطی که حزب توده با تمامی قوا و با حمایت بیگانه به جاسوسی علیه مصالح و منافع ایران پرداخته بود کشور فاقد یک سازمان اطلاعاتی و یا ضد جاسوسی بود و کلیه افسران  و درجه داران رکن 2 ستاد ارتش و شهربانی و ژاندارمری نیز که به امور امنیتی میپرداختند وهمچنین کارمندان موثر  ادارات و احزاب و سازمانهای سیاسی و اجتماعی کشور تحت  نظر سازمان اطلاعاتی حزب توده بودند . نفوذ این سازمان بحدی بود  که کلیه اقدامات و اطلاعات سازمانها و  عوامل اطلاعاتی ارتش و پلیس لو میرفت و برنامه های آنان  برای ایجاد امنیت و آرامش  و مبارزه با دشمنان  میهن خنثی میگردید

در سال 1334 که اسناد سازمان جاسوسی حزب توده بدست  ماموران فرمانداری نظامی تهران افتاد و این لانه شرارت کشف گردید ، تمامی اطلاعات مربوط به احزاب  زحمتکشان ، ایران ، نیروی سوم ، پان ایرانیست ، فدائیان اسلام ، مجاهدین اسلام وسایر جمعیتها در بایگانی این حزب پیدا شد که توسط عوامل نفوذی حزب توده سرقت شده و در اختیار حزب قرار گرفته بود .


ادامه نوشته
+ نوشته شده در دوشنبه 16 دی1387ساعت توسط اخگر |

تی قلم فرسایی مهدی موید زاده عضو فعال جبهه ملی در یکی از سایت ها را نمیتوانستم بی پاسخ بگذارم ُ  در صدد بودم یک بار دیگر  به کالبد شکافی روشنفکران  خودبزرگ بین جبهه ملی  که فقط تا نوک دماغ شان را می بینند و گاه دچار آلزایمر سیاسی میشوند بپردازم که پاسخ کوبنده و مستند یک جوان پان ایرانیست آذری به موید زاده توجهم را جلب کرد . اینک ضمن سپاس از این مبارز میهن پرست عین آن را در ایجا نقل میکنم و در فرصت دیگری  به سراغ میراث خواران راه مصدق خواهم رفت .   ( منوچهر یزدی )

 
مقاله آقاي مهدي مويدزاده كه گويا عضو شوراي جبهه ملي مي باشند را در تحت عنوان برتري يك ملت بر ملل ديگر در نهضت ملي ايران راه نداشته است را مطالعه كرديم ماجوانان ميهن پرست آذربايجاني اميدواريم مطلب مزبور از شخص مويدزاده نباشد و شخصي خود را به جاي ايشان جاي زده باشد! زيرا نويسنده در آن مرتكب اشتباهات و بي دقتي هاي فراواني شده است كه از يك فعال سياسي بعيد به نظر مي رسد مگر اينكه ايشان اين مطالب را از روي قصد و غرض و سو نيت به رشته تحرير آورده باشند كه باز هم دچار اشتباه وحشتناكي شده اند چون ايشان در اين مقاله به حزب پيشرو پان ايرانيست حملاتي كرده اند بجا دانستيم از سوي جوانان آذري پاسخي در حد توان به مطالب ايشان بدهيم شايان ذكر است كه پاسخ ما بيان كننده نظر رسمي حزب نيز نمي باشد:

1- جناب مويدزاده در ابتداي مقاله خود را به خوبي به نكوهش برتري قومي بر اقوام ديگر و تبليغ مرام جبهه ملي پرداخته اند سپس به معرفي احزابي كه باور به مكتب پان ايرانيسم دارند و اهداف خود را بر اساس آن تنظيم كرده اند مي پردازد پس از تعريف و تمجيد از حزب ملت ايران و پرچمداران پان ايرانيسم به ناگه مسير سخنان ايشان در مورد حزب پان ايرانيست بوي دشمني و غرض ورزي مي گيرد ايشان در نخستين سطر از مقاله خود مي فرمايند:"حزب پان ایرانیست
برهبری محسن پزشکپور و دکتر عاملی تهرانی برای خویش رسالتی
"قائل بودند که باید برای شاهنشاهی ایران مبارزه کنند که این خود با آزادی ودمکراسی در تقابل بود


حزب پان ايرانيست بارها اعلام كرده است كه اين حزب به دنبال آئين شاهنشاهي بوده است و نه نظام شاهنشاهي! آئين شاهنشاهي علم اداره جامعه ايراني است و ناظر بر شكل حكومت نيست خواه كه در اين آئين شكل حكومتي مي تواند پادشاهي جمهوري يا هر سيستم حكومتي ديگري باشد اما در مورد تقابل با آزادي و دموكراسي خواهي بايد عنوان داشت كه زماني كه حزبي همچون ما مسير مبارزات پارلمانتاريستي انتخاب مي كند اين خود بهترين مثال بارز براي اعتقاد به دموكراسي و از بهترين شيوه هاي آن مي باشد.

 

ادامه نوشته
+ نوشته شده در جمعه 13 دی1387ساعت توسط اخگر |

تبدیل ایران به ایرانستان در دو گام

 

بیکانکان به اهداف شان در گام اول دست یافته اند

گام دوم ، حرکت به سوی فدرالیسم و پاره پاره کردن ایران

شاهزاده رضا پهلوی ، اصول مسلم تاریخی قابل مذاکره نیست

بیگانگان ، تجزیه ایران را پشت پرده فدرالیسم پنهان کرده اند

 

از سال 1357که ترازدی غمبار ی بنام انقلاب رخ داد  ، بطور مداوم و بی وقفه در نشریات ضد استعمار و سپس حاکمیت ملت  و نیز در سخنرانیها و مجالس و محافل گوناگون نوشته و گفته ام که بر اساس دریافت ها و شواهد موجود  ،  سیاستمداران استعمار  جهانی برای میهن ما  خواب آشفته ای دیده و بر آن هستند که ایران را در دو مرحله یا دو گام از پای در آورده و به ایرانستان تبدیل نمایند و شوربختانه انجام   این استراتژی شوم را  به روشنفکران ایرانی سپرده و در آینده نیز خواهند سپرد .

گام اول   -  شورشی بود که  به رهبری روشنفکران چپ و راست آغاز و به فروپاشی نظام شاهنشاهی ایران انجامید  و  نابودی نظامات اداری و مدنی و اقتصادی و فرهنگی کشور و از هم گسیختگی بافت هویت ملی را در پی داشت.   در این راه احزاب و گروههای سیاسی لنینی و دینی دست آموز قدرتهای سرمایه داری پیشگام  و پرچمدار بودند و همچنانکه در سلسله مقالات کالبد شکافی روشنفکران  نوشته ام ، مسلحانه به میدان آمدند و درسهای فرا گرفته نزد بیگانگان را در میهن خود پس دادند و با ارائه همه گونه خوش خدمتی به اربابان غیر ایرانی و بد رفتاری با ملت ایران از هیچ جنایتی دریغ نورزیدند

گام دوم  - حرکت به سوی فدرالیسم و آ نارشیسم و سپس تکه تکه کردن ایران است

در گام اول پس از پیاده شدن طرح توطئه بیگانگان و پیروزی انقلاب  ، جنگ داخلی خونینی بین اصحاب انقلاب بر سر تصرف کرسی های قدرت در گرفت .... این نبرد آن چنان بیرحم بود که از فرزندان دینی نیز نگذشت ، جمعی ترور و عده ای در آتش انفجار و گروهی زنده بگور شدند ...  از همان روز های آغازین روشنفکران چپی زود تر از زمان موعود دست خود را رونمودند و ادعای جدایی کردستان و خوزستان وترکمن صحرا ...را نمودند ولی نائره جنگ ایران و عراق همه این نوچه های تازه به دوران رسیده را به آغوش کشید ... زیرا تداوم جنگ در اولویت قرار داشت و اربابان زر و زور جهانی به سرعت به آرام کردن فرزندان خلف خود پرداختند و هر آن کس را هم که نا آرامی میکرد میکونوسی اش کردند .. زیرا تداوم جنگ در اولویت قرار داشت.....!!


ادامه نوشته
+ نوشته شده در یکشنبه 24 آذر1387ساعت توسط اخگر |

دیپلماسی راه حل سوم

بخش دوم

                                                                                            

 سیاست های داخلی غلط و شعارزدگی در دیپلماسی خارجی دولت دکتر

 احمدی نژاد حافظ منافع ملی نیست .

از شکست مذاکرات مستقیم ایران – انگلیس در  نهضت ملی شدن

نفت  و وساطت آمریکایی ها بیاموزیم

 

انگلیس ها اصل ملی شدن صنعت نفت و افزایش سهم ایران تا 50 %

 را پذیرفتند و آماده ادامه مذاکره بودند

-                                                                                             

     تجربه تاریخی ایران معاصر در مورد احقاق حقوق ملی کشورمان در دو زمینه مجزا یعنی ابتدا بحث " ملی شدن صنعت نفت " در دهه 1330 و دوم بحث حقوق ایرانیان در کسب " دانش و انرژی هسته ای " در ایام کنونی ، ما را به سمت بررسی و تحقیق در مورد نحوه مدیریت مذاکرات و علل مهم شکست آنها و شرایط داخلی ایران در دوران مذاکرات  هدایت می کند :

     در اواخر دهه 1320 انگلیس ها وقتی نیت ایرانیان را در ملی شدن صنعت نفت راسخ دیدند ، بلافاصله پیغام های متنوع و مفیدی برای دولت وقت بخصوص دولت حسین علا فرستادند و اصل ملی شدن و سهم 50 – 50 ایران و انگلیس را پذیرفتند . حسین علا نیز در فکر درمنگنه گذاشتن انگلیس ها با قوانین مالیاتی و ... بود تا اگر انگلیس ها سر میز مذاکره خواستند بد قولی کنند و زیر تعهداتشان بزنند ، وی نیز عرصه را قانونی تنگ تر کند تا انگلیس ها به تعهدات قبلی خود باز گردند و علاوه بر سهم مالی ، سهم مدیریتی و اجرائی ایرانیان را نیز که در قرارداد دوره رضا شاه پذیرفته بودند ولی چندان زیر بار نمی رفتند به مرور بپذیرند و اجرایی تر کنند . حسین علا می دانست که وخامت اوضاع اقتصادی – که با قطع درآمد نفتی به دلیل عدم پرداخت سهم الشرکه ایرانیان توسط انگلیس ها به بهانه تغییرات و معطلی قوانین و قرارداد نفت انجام پذیرفته بود - اجازه طولانی شدن مذاکرات را به ایران نمی دهد و ضمناً ایرانیان ابزارهای لازم برای فروش جهانی نفت را هم ندارند و بالاخره باید یک شریک خارجی انتخاب کنند . یا انگلیس و یا آمریکائی ها به شرط موافقت انگلیسی ها ... !!!.

     حسین علا وقت را تلف نکرد و در جلساتی خصوصی مشکلات را برشمرده و رأی دکتر محمد مصدق و پادشاه جوان و مشاورین بین المللی ایرانی خود و بسیاری دیگر در مجلس را جلب کرده بود ولی وقتی شنید که " جبهه ملی " در کمیسیون نفت و سپس در صحن علنی طرح 9 ماده ای برای خلع ید کامل انگلیس ها از شرکت نفت ( به پیشنهاد دکتر مصدق ) را از تصویب مجلس گذرانده اند ؛ پیام پنهان دکتر محمد مصدق قهرمان ملی شدن نفت ایران و ... را شنید و استعفا داد . با این حال از هیچ کمکی به دولت ایشان دریغ نکرد . 


ادامه نوشته
+ نوشته شده در یکشنبه 17 آذر1387ساعت توسط اخگر |

دیپلماسی راه حل سوم

بخش اول

                                                                                                 

- تأمین حقوق ملی در شرایط آرام سیاسی و بدون تنش میسر است .

- از شکست مذاکرات مستقیم ایران – انگلیس در " نهضت ملی شدن نفت " بیاموزیم  ،

- وظیفه دولتها و حکومتها در ایجاد فضای امن کسب وکار و زندگی سعادتمندانه مردمانشان .

- شکست مذاکرات و شعار زدگی دولت و ادامه رکود اقتصادی

 

از مدتی قبل اخبار پیاپی در زمینه های مختلف ازجمله شکست ایران در مذاکره با گروه 1+5 و فقدان یک راه حل میانه و نبود یک چشم انداز روشن و امید بخش در حل مسئله اتمی و همزمان تصویب قطعنامه 1835 شورای امنیت علیه ایران بدون حتی یک رای ممتنع یا مخالف و عقد قرار داد اتمی هند و آمریکا و شکست ایران در کسب آرای جهانی برای ورود به شورای امنیت سازمان ملل نشانگر آنست که دولت ایران و نهادهای حکومتی نه تنها در عرصه دیپلماسی و مذاکرت خارجی و توجیه جهانیان با مشکل جدی مواجهند بلکه محملی برای باجگیری دیگر کشورهای منطقه شده اند.

     ریشه این شکستها را باید در برآوردهای غلط دولت ها و حکومت ها از اوضاع جهانی ، انتخاب نادرست طرف های گفتگو  و مدیریت گفتگوها و سیاستهای موثر بر سیاست خارجی از جمله سیاستهای داخلی غلط دانست . در این زمینه چند موضوع مهم باید مد نظر هردولت و حکومتی که در ایران حاکمیت دارد قرار گیرد زیرا که اینگونه شکست ها موجب تضییع حقوق ملی و نابودی منافع بلند مدت ملت ایران میگردد و متأسفانه دولتهای چند ساله می آیند و می روند و اکثراًََ پاسخگوی اعمال خود نیستند و یا برای رفتار ناهنجار خود دست به توجیهات عوام فریبانه زده و چشم امید به حافظه نا استوار توده مردم دارند . حال آنکه این امید ، امیدی است واهی و نیروهای ملی و حافظه تاریخی ، بالاخره بیانگر رفتار گذشتگان خواهد بود .

    در تاریخ معروف است زمانی که دکتر محمد مصدق راهی دادگاه لاهه بود در توقف چند روزه در لاهه  با یاران و وفاداران خود و نهضت به گفتگو نشست . ازجمله کاردار ایران در هامبورگ " عبدالحسین مفتاح " ( بعداً قائم مقام وزارت امور خارجه دکتر حسین فاطمی هم شد) که برای حمایت از نهضت شخصاً نشریه چاپ کرده و سخنرانی ها می کرد به دکتر مصدق می گوید"... نشریات آلمانی نوشته اند که شما در حضور نمایندگان مجلس هفدهم در منزل خودتان فرموده اید : من خیال می کردم انگلیسها پس از یکی دو ماه می آیند و تسلیم می شوند و چون تصور نمی کردم که این کار اینقدر طول بکشد ، برنامه ای هم نداشتم . اکنون بیائید با هم بنشینیم و برنامه تنظیم کنیم ! دکتر محمد مصدق گفت : حقیقتش را گفتم .

     مفتاح پس از بیان سوابق دکتر مصدق در سیاست و سابقه انگلسیها در جنگ جهانی دوم و حالا که 7 سال از جنگ گذشته و هنوز هم برای ترمیم اقتصادشان ریاضت می کشند و به سادگی ها صحنه را خالی نمی کنند و از ضرورت بسیج ارتش و مردم برای تولید کشاورزی و تأمین رزق و روزی مردم و تهیه برنامه جامع اقتصادی و رفع کدورت با دربار و یاران و ... سخن می گوید و در مجموع رفتار دکترمصدق و همراهان را باعث نا امیدی می پندارد ..." .( راستی بی رنگ است . عبدالحسین مفتاح صفحات 15 تا 22 ) . این را بدان علت یاد آور شدم که خوانندگان ببینند که عرصه سیاست خارجی و نبرد با دشمنان یک ملت تنها نیازمند میهن پرستی یا به قول ما امروزی ها " تعهد " نیست و دانش و درایت و معلومات و اطلاعات می خواهد و بین مسائل داخلی و خارجی پیوند های ناگسستنی وجود دارد که برای ذکر مصادیق آن مثال های متعددی در ادامه آورده ام .    


ادامه نوشته
+ نوشته شده در چهارشنبه 13 آذر1387ساعت توسط اخگر |

کالبد شکافی روشنفکران دینی   

مدارس دینی پوششی برای مبارزات سیاسی

در مدرسه رفاه چه میگذشت 

مجادله بهشتی با مصباح بر سر شریعتی 

کاش میماندند و میدیدند با ایران چه کردند

 

در جریان کالبد شکافی روشنفکری دینی  ، از احزاب و گروههایی که دارای تشکل سیاسی مذهبی بودند نام بردیم .. اما داستان استفاده ابزاری از دین و باور های مردم به آنها ختم نمیشد بلکه روشنفکران دینی  که در پی کسب قدرت و فروپاشی رژیم شاهنشا هی بودند با  استفاده از مدارای نظام با جریانهای مذهبی و امنیت و آزادی دینی موجود  به هر مسجد و مدرسه و تکیه و هیاتی سر میزدند و باور های مردم کوچه و بازار و اعتقادات خالص و بی غل و غش مردم را به سمت و سوی سیاسی سوق میدادند و زمینه را برای ایجاد حکومت اسلامی که طرح و نقشه آن از مدتها قبل ریخته شده بود آماده میکردند .

روشنفکران دینی برای رسیدن به این منظور روشهای ویژه ای را دنبال میکردند که یکی از انها تاسیس مدارس و موسسات آموزشی خصوصی و عام المنفعه  و ایجاد تشکل های بی نام و نشان بود که  از معروف ترین آنها در تهران مدرسه رفاه بود این موسسه که شامل دبستان و دبیرستان دخترانه میشد توسط عده ای از بازاریان و فرهنگیان در سال1346 تاسیس شد . بنیانگزار این موسسه آموزشی شخصی بود بنام توکلی بینا که بدلیل عضویت درشبکه تند رو موتلفه بازداشت و تا سال 1345 در زندان بسر میبرد . وی پس از آزادی اززندان با توجه به آموزش هایی که  دیده بود دست به کار حرکت خزنده و آرام مبارزاتی از طریق تربیت سربازان پیاده نظام انقلاب گردید و پس از شور و بر رسی با دوستان خود و یاری افراد زیر پروانه تاسیس مدرسه رفاه را از وزارت آموزش پرورش گرفت

 موسسین وکسانی که در تاسیس موسسه آموزشی رفاه نقش اساسی داشتند عبارت بودند از :

بهشتی – باهنر – رجایی – هاشمی رفسنجانی – حاج حسین اخوان فرشچی – عباس آسیم – علاء میر محمد صادقی – حبیب الله شفیق – محمد جواد رفیق دوست – مهدی غیوران و توکلی بینا و حاج حسین مهدیان .

جمعی که نام بردم همان گونه که از اسامی و سوابق شان پیدا است ، ائتلافی بود از روحانیون و بازاریها .

 نکته قابل توجه اینکه تاسیس مدرسه بوسیله افراد خیر محل ایراد نبود اما اشکال از زمانی آغاز میشد که آموزش های فوق برنامه مدرسه کاملا جهت دار و در راستای اهداف انقلابیون بود ، مدیریت این مدرسه به زنانی سپرده شده بود  که در سازمان مجاهدین خلق فعال بودند ازجمله یکی از اعضای سر شناس سازمان مجاهدین  به نام پوراندخت بازرگان که  مدیریت راهنمایی آنجا را به عهده داشت همسرمحمد حنیف نژاد بود این خانم نه تنها اعتقادی به دین و مذهب نداشت بلکه از سازمان مجاهدین نیز بریده وبا تراب حق شناس ازدواج سیاسی کرده و مارکسیست شد وپس از اندک زمانی به عضویت سازمان تروریستی پیکار درآمد . خانم بازرگان  پس از انقلاب که از خیزش ملی و خلقی مایوس شده بود  سرزمین مادر ی را رها کرد و به پاریس رفت تا خستگی تلاشهای سیاسی را پس از فروپاشی نظام شاهنشاهی و سپردن آن بدست ملا ها در سرزمین بیگانه از تن بدر کند ...!! البته نا گفته نماند که پوران خانم دارای خواهری بود بنام هایده که او نیز مجاهد و همسر لطف الله میثمی بود وی سپس مارکسیست شد و  به شیوه نا معلومی در مرز ایران و ترکیه کشته شد


ادامه نوشته
+ نوشته شده در یکشنبه 3 آذر1387ساعت توسط اخگر |

کالبد شکافی روشنفکری کمونیزم در ایران

( حزب توده )

حزب توده در دوره مصدق به تقویت سازمان نظامی پرداخت

کیانوری در لباس  افسر شهربانی از ایران گریخت

چرا سازمان امنیت و اطلاعات کشور تاسیس شد ...؟

چگونه تیمور بختیار در عراق به قتل رسید ...؟

چرا مدیران و صاحبان صنایع کشور باید ترور میشدند  ..؟

 

ترور نا فرجام شاهنشاه  ، حوادثی را در عرصه سیاست ایران در بر داشت که مهمترین آنها عبارت بودند از :

 1 – اصلاح قانون اساسی و تشکیل مجلس موسسان ، بر این اساس شاهنشاه از حق انحلال مجلسین بر خوردار شد

2 – رویه متداول تایید یک نخست وزیر از سوی مجلس  پیش از صدور فرمان نخست وزیری به وسیله شاه ، منسوخ گردید

3 – تقویت ارتش   بمنظور جلوگیری از گسترش کمونیسم .  دولت ایران از ایالات متحده آمریکا در خواست کمک های نظامی نمود که این خود راه ورود آمریکا را به ایران هموار میکرد

5 – تقدیم پیش نویس قرداد الحاق به قردادنفت ایران وانگلیس به مجلس شورای ملی در تیر ماه    1۳۲۸  با طرح موضوع نفت در پارلمان ایران ، صف بندی های جدیدی در کشور بوجود آمد که ظهور جبهه ملی یکی از انها بود و با حزب توده به رقابت پرداخت

6 – در سال 1329 حزب توده و سازمان های وابسته به آن  ، موفقیت نهضت ملی را نادیده  گرفته و آن را تحقیر میکرد ند

7 – تجدید نظر در استراتژی حزب با بالا گرفتن نیروی نهضت ملی ،

8 – فرار ۹ تن از رهبران حزب در 25 آذر 1329 همراه با خسرو روزبه که  بعدا با هماهنگی های لازم به گسترش حزب پرداختند  ، بطوری که تا بهار سال 1331 حزب توانست تعداد اعضای خود را به پیش از دوران غیر قانونی شدن برساند

9 – مهمترین دستاورد جنبش کمونیستی در این ایام رسوخ در ارتش بود  . این شبکه تا سال 1333 که همه افسران آن حدود 600 نفر دستگیر شدند فعالیت جدی داشت

10 – حزب توده از فرصت آزادی نسبی دوران مصدق استفاده کرد و بطور علنی در جریان حوادث حضور یافت  تا آنجا که در حادثه سی تیر نفش عمده ای در بازگشت مصدق بر سر کار بعهده داشت


ادامه نوشته
+ نوشته شده در شنبه 11 آبان1387ساعت توسط اخگر |

شارلاتا نیسم سیاسی و بی شرمی  رهبر نهضت آزادی

 

بازرگان ،  نا مردی از تبار یزیدیان

 

ابتدا متن نامه بازر گان به محمد رضا شاه پهلوی شاهنشاه فقید ایران  را که اخیرا توسط ابراهیم یزدی فا ش شده است  بخوانید تا میزان بی شرمی یک رجل سیاسی را در عصر وزمان خودمان در یابید ، سپس به آن خواهیم پرداخت  :

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اعلیحضرت سابق جناب آقای محمد رضا پهلوی

 

اگر از من صراحت دیده اید که تلخ بوده است  فکر میکنم هر دفعه نیز روشن شده است که گفتارم خالی از صداقت و حسن نیت نبوده و درست از آب در آمده است . حالا هم میخواهم پیشنهادی بدهم که به خواست خدا خیر بزرگ برای همه و از جمله شما و شهبانو در دو دنیا خواهد داشت . دربرابر وضع وحشتناک  حاضر و مساله لاینحلی که گروگان گیری اعضائ سفارت آمریکا و سر سختی طرفین دعوا بر سر استرداد شما بوجود آورده است و میرود که خدای ناخواسته عالمی به آتش و مرگ کشیده شود بیایید یک ژست عالی تاریخی و در عین حال ساده انجام دهید ، اعلام مراجعت به ایران برای حضور و دفاع خود در محکمه بنمایید ، کلید نجات مملکت و باز شدن گره کور بین الملل و همچنین آزادی وجدان تان و خروج از وحشت حاضر بدست شما  است  . به خاطر هموطنان و برای اثبات دوستی و خدمتگزاری به آنان و به شریعت که همیشه مدعی بوده اید  این کار را بکنید و بی در نگ هم بکنید گروگانها آزاد خواهند شد  . مردم آمریکا که نمیگذارند دولت شان شاه را تحویل بدهد  راضی و خلاص خواهند شد . حمله به ایران و هر گونه مشکلات و مصائب احتمالی مرتفع میشود . اروپا و آسیا از نگرانی بیرون می آیند و بالاخره شهرت جهانی و افتخار خدمت بی نظیری که کفاره ای از گذشته  آبرویی برای آینده خواهد بود میخرید . جه بسا همین عمل تاثیر بر دلها و در محکومیت شما داشته باشد .

 در هر حال  من پیشقدم در تقاضای تخفیف و کوشا برای اخذ گذشت خواهم بود . روسای کشور ها نیز چنین وساطت خواهند کرد . این را هم بدانید که در صورت خود داری از چنین شهامت مردانه  وضع مردم ایران و دنیا طوری نیست  که به سلامت و سلطنت بر گردید . عاقلانه ترین و خوش عاقبت ترین راه حل همان است که عرض کردم . خداوند ارحم الراحمین است و در توبه و سعادت را به روی بندگان باز گذاشته است

مهدی بازرگان     تهران   نهم آذر ماه 1358

 

میگویند ، مرد فقیری به قصد مطالبه مال نزد بازرگانی رفت و نزدیک او نشست ، بازرگان از نشستن او در کنارش بر آشفت  و خطاب به او گفت  : میان تو و خر چقدر فرق است  ؟

فقیر گفت :   یک وجب  ...!!

من قبلا بهنگام نگارش سلسله مقالات   " کالبد شکافی روشنفکران نهضت آزادی  " با آگاهی که از مبارزات خائنانه رهبران آن داشتم به این یک وجب فاصله رضایت داده بودم ... اما پس از مطالعه نامه ای که در بالا آمده است ، دریافتم  باید آن یک وجب فاصله را هم از میان برداشت  ..

براستی یک رهبر سیاسی – مذهبی تا چه اندازه باید از خرد و مردانگی و شرافت سیاسی و تقوای دینی تهی باشد که یک عمر با پادشاه کشوری در عناد و لجاج باشد و همراه با بیگانگان اسباب خروج او را از کشور فراهم کنند و با دروغ و ریا وی را به هزاران گناه ناکرده متهم سازند و در بدر دنیای آشفته کنند ولی پس از چند ماه از پادشاه بخواهند که به کشور هیجان زده و منقلب و در آستانه ویرانی و در اوج کشتارهای نا مردمی به کشور باز گردد تا ارباب آمریکایی از گرفتاری خارج شود..

راستی کار سیاست به کجا انجامیده است که کسی در کسوت ایرانی و اسلامی قادر باشد تن به این همه بی آزرمی و سیه اندیشی بدهد... این نامردان روزگار چرا نام شان را عوض نمیکنند تا ایران وایرانی شرمنده از این تفاله های سیاست نباشد ؟ چرا از اعتقاد به ارزشهای دینی روی بر نمی تابند تا چهره ادیان به این همه رذالت آلوده نگردد  " ؟

بازرکان در کمال بلاهت به شاهنشاه ایران مینویسد :

 

(میخواهم پیشنهادی بدهم که به خواست خدا خیر بزرگ برای همه و از جمله شما و شهبانو در دو دنیا خواهد داشت ...)

باید از او و خلف مثل خودش در نهضت آزادی پرسید :  آیا کشانیدن شاهنشاه به کشوری که دولت سراسر آلوده و ریا کار موقت بر آن حکم میراند و رو در  رو  کردن او  با قطب زاده آن حرامی  نابکار ونشانیدن شاه ایران  در بیدادگاههایی با حضور صادق خلخالی آن بیمار روانی  ، جه خیر بزرگی برای شاه و شهبانو میتوانست در بر داشته باشد ؟  آیا بردن  شاهنشاه به قفسی که قطب زاده نا جوانمرد تدارک دیده بود ، نهضت آزادی را به اجر دنیوی و اخروی نزدیک میکرد ؟ آیا اجرای این سناریو ی نامردانه کاری نبود که از یزیدیان آموخته بودند   ؟

بازرگان در این نامه به  گروگان گیری و خطر جنگ عالمگیر اشاره میکند ، در حالی که خود مهجورش بیش از هر کسی میدانست که گروگانگیری با اشاره اربابان شان انجام گردید تا  سناریوی ایران اسلامی  از این طریق جایگزین د نیای کمونیسم شود تا سرمایه داری جهانی بی دشمن باقی نماند و بدون تردید این خیمه شب بازی گروگانگیری بود  که آمریکا توانست  چشم هایش را بر روی ملت ایران بپوشاند و فارغ البال دست از سیاست های قبلی اش نسبت به ایران و ملت ایران بشوید و وفاداری شاهنشاه ایران و ملت ایران را به مردم آمریکا از یاد ببردو با چراغ سبزی که برای  صدام روشن کرد ، خاورمیانه را در گیر جنگی کند که سالها تداوم یابد و همه پیشرفتها و پروژه های زیر بنایی یک کشور را به نابودی کشاند . بازرگان و نهضت آزادی و سایر احزاب و جریان های هم اندیش و همسو با او که از قبل از انقلاب در آغوش رمزی کلارک ها میلولیدند به خوبی میدانستند که دارند درهای جهنم را به روی ایران باز میکنند ولی چون عاشق قدرت بودند ، سر عملگی جهنم را بر بهشتی که داشتند و قدرش را ندانستند ترجیح دادند ...

بازرگان این هیزم بیار جهنم ، در جایی دیگر مینویسد  :

(. به خاطر هموطنان و برای اثبات دوستی و خدمتگزاری به آنان و به شریعت که همیشه مدعی بوده اید  این کار را بکنید و بی در نگ هم بکنید گروگانها آزاد خواهند شد  )

روح بازرگان در آن دنیا و فرومایگان نهضت آزادی در این دنیا بدانند که محمد رضا شاه و پدر میهن پرستش رضا شاه ، برای اثبات دوستی هموطنانشان ، آن چنان عمل کردند که دوران آن پدر و پسر به عصر طلایی ایران  نامیده میشود و بر سر هر کوی و برزنی و از زبان هر ایرانی شرافتمندی جمله بیاد ماندنی  " آن خدا بیامرز " به گوش میرسد و امروز پس از سی  سال که از حضورشما نامردان سیاسی و شما نامردمان بیگانه پرست در عرصه قدرت میگذرد دیگر جای کمترین تردیدی باقی نمانده است که روشنفکران نهضت آزادی و پیروان دکتر شریعتی ها و تروریست های دانشگاه دیده چپ وراست ، چیزی جز عمله سیاست های بیگانه و مافیای قدرت جهانی نبودند و باید امروز سر افکنده و شرمسار از اندیشه های ابلهانه خود در برابر ملت ایران باشند . آیا نامه ای که امروز وسیله دکتر ابراهیم یزدی منتشر شده به نیت افشا گری چهره واقعی بازرگان  نیست  ....؟

این آبرو بر باد رفتگان در این نامه به کسب آبرو در آینده برای پادشاه ایران  می اندیشند در حالیکه ، رسولان انقلابی قبل از آن که پای بر سرزمین مقس ایران نهند تن و جان از آبرو شسته بودند تا بتوانند با نام خدا و قرآن و شریعت ، بر آبروی ملت بزرگ ایران و تاریخ این کهن سرزمین و نجابت یک ملت فرهیخته بتازند و خانه عشق و معرفت و آزادگی را در انظار جهانیان به لانه تروریسم بین المللی و بی آزرمی سیاسی شهرت دهند .

بازرگان در پایان نامه اضافه میکند  :

 ( این را هم بدانید که در صورت خود داری از چنین شهامت مردانه  وضع مردم ایران و دنیا طوری نیست  که به سلامت و سلطنت بر گردید . )

 کاش نویسنده نامه از بکار بردن واژه   " شهامت  " خود داری می ورزید و چیزی را که خود از آن بویی نبرده بود از دیگران طلب نمی نمود ...

ایران فرزندان نا خلف و چهره های نا بکار در خود فراوان دیده است ولی بنظر میرسد بازرگان و جانشین او در نهضت آزادی سر آمد همه آنانند .

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 8 آبان1387ساعت توسط اخگر |

کالبد شکافی روشنفکری کمونیزم در ایران

( حزب توده )

قسمت چهارم

 

شورش افسران خراسان عضو حزب توده

افسرانی که سوگند وفاداری خود را شکستند

خسرو روزبه در دادگاه به جنایات خود اعتراف کرد .

 

در ادامه جنایات و خیانت های حزب توده  باید ار سازمان نظامی افسران خراسان عضو حزب توده یاد کرد  ،  سازمانی که بر خلاف سوگندی که برای پاسداری از میهن یاد کرده بود در کام خیانت فرو رفت و در خراسان علیه مصالح ملی و استقلال کشور دست به شورش زد و جامعه ملتهب ایران را در بهت و حیرت فرو برد...! چگونگی ماجرا از این قرار بود  :

در شبب 24 مرداد 1324بیست افسر و پنج سرباز از لشگر 8 خراسان به فرماندهی یک افسر توده ای به نام سرگرد اسکندانی با چند دستگاه کامیون و جیپ و بی سیم و مقداری مواد غذایی و پوشاک سرقت شده از انبار لشگر،  مشهد را به قصد شمال ایران  ترک کردند این گروه روز 25 مرداد از قوچان گذشتند و پس از قطع سیم های تلفن و تلگراف عازم مراوه تپه شدند تا پادگان را خلع سلاح نمایند.

در مراوه تپه سرگرد اسکندانی به عنوان جعلی سرپرست هیئت بازرسی به پادگان وارد شد و افسران را به بهانه تخلف اداری روانه مشهد ساخت و آنگاه به کمک یارانش سلاح و مهمات را بار کامیون ها کرده بطرف گرگان حرکت نمودند.

روز27 مرداد شورشیان به گنبد رسیدند . اسکندانی با احمد قاسمی دبیر مسئول کمیته ایالتی حزب توده در گرگان تماس و تقاضای همراهی و مساعدت کرد  .، ولی قاسمی میگوید :

شما کار بیهوده ای کردید ما در وضعی نیستیم که بتوانیم قیام مسلحانه بکنیم!!   


ادامه نوشته
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 آبان1387ساعت توسط اخگر |

اولین دبیر کل زن دراحزاب سیاسی ایران

 

تاریخ احزاب در ایران همیشه با نام مردان رقم خورده است و رهبر یا مسئول حزب نیز از بین جامعه مردان برگزیده شده است  ، ولی شورای عالی رهبری  حزب پان ایرانیست این طلسم را شکست و بانو زهرا صفار پور را به سمت دبیر کلی بر گزید .

بانو صفار پور همسر شادروان مهدی صفار پور یکی از صاحب منصبان فرهنگی و معاون  وزارت آموزش و پرورش در قبل از انقلاب و از مبارزان دیر گام حزب پان ایرانیست بود که پس از انقلاب ، ماهها در بند انقلابیون ، رنج زندان اوین را بر خود هموار کرد و از آرمان پان ایرانیسم دوری نگزید  .

بانو صفار پور در مکتب همسرش در س میهن پرستی و وفاداری به  پان ایرانیسم را آموخت و با این سرمایه پر بار در کلاسهای درس آئین عشق ورزی به ایران و ایرانی را به دانش آموزان تدریس میکرد و سی سال در نظام آموزشی کشور خدمت نمود . .

بانو صفار پور هنوز بار مرگ جانگداز همسر ش را بر زمین نگذارده بود که پرواز نا بهنگام فرزند برومند و تحصیلکرده اش " سیاوش " رنج این بانوی فرهیخته را دو چندان کرد ... اما  گرد بادهای پی در پی ، در عزم آهنین این دخت ایران زمین کمترین خللی وارد نیاورد و او همچنان استوار قامت و راست اندیش بر سر پیمان خود با آرمان پان ایرانیسم باقی ماند و در جایگاه عضویت شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست ، رسالت خود را به نحو احسن ایفا کرد .

شورایعالی رهبری حزب پان ایرانیست با انتخاب این بانوی شکست نا پذیر به سمت دبیر کلی ، برسنت شایسته سالاری و حرمت به زنان مبارز ، برای نیل به اهداف بزرگ خود گام ارزنده ای را برداشت و برای اولین بار در تاریخ احزاب کشور یک زن را به مقام دبیر کلی حزب بر گزید .

 

+ نوشته شده در سه شنبه 16 مهر1387ساعت توسط اخگر |