
بررسی عوامل موثر در ایجاد حوادث مرداد ۱۳۳۲
داستان خلع ید تا توقف فروش نفت
چرا مصدق هر پیشنهادی را رد میکرد ؟
خواننده گرامی طی 3 شماره اول مجموعه مقالات پرسش از تاریخ یعنی تا اردیبهشت 1330 جبهه ای فراگیر از دولت ، پادشاه جوان و دموکرات ، مردم ، مجلس شورای ملی و سنا ، بسیاری از احزاب ، روحانیت ، ارتش و شهربانی را می یابد که همگی خواهان ملی شدن نفت ایران هستند ولی این جبهه فراگیر ظرف یک سال بعد به گروههای متشتت بدل گشته و بعد از 2 سال به کلی از هم می پاشد .
تشکیل کابینه دکتر مصدق و اولین پیام های وی برای مردم
7 اردیبهشت 1330 جمال امامی نماینده مجلس با توجه به اصرار دکتر مصدق در انتخاب نخست وزیری که بتواند عین قوانین کمیسیون نفت را دقیقاً انجام دهد به دکتر محمد مصدق پیشنهاد قبول نخست وزیری نمود و وی نیز بی قید و شرط پذیرفت و از صد نفر نمایندگان حاضر در مجلس هفتاد و نه نفر به زمام داری مصدق رای دادند.
9 اردیبهشت 1330 دکتر مصدق در اولین پیام خود به ملت ایران می گوید : " هموطنان عزیز، تردید ندارم که برای قبول این کار و بار گرانی که بدوش گرفته ام از بین می روم ، چون مزاج من متناسب با قبول چنین وظیفه مهمی نیست ولی در راه شما جان چیز قابلی نیست ، از صمیم قلب راضی هستم که آنرا فدای آسایش شما کنم ، قضیه نفت سبب شد که من این بار گران را بدوش بکشم .هم اکنون خدا می داند تا کی بتوانم آنرا تحمل کنم ".( منبع : کتاب افسانه مصدق- استاد رحیم زهتاب فرد - نشر علمی – 1376 – ایشان مدیر روزنامه "اراده آذربایجان " در سالهای 1328 تا 1357 و نماینده مجلس شورای ملی دوره های 21 و 23 بودند )
دکتر مصدق در این پیام و در مصاحبه مطبوعاتی بعدی خود کوچکترین حرفی از برنامه های قاطعانه و حرکتهای محکم و شجاعانه آتی دولت یکپارچه و هدفمند نهضت ملی ؛ به مدد نیروی اندیشه و جبهه فراگیر ملی یا استفاده از ابزارهای قانونی بین المللی برای مبارزه با اهریمن خارجی تا تأمین حقوق حقه ایرانیان و حفظ مصالح و منافع ملی نمی زند !!! و به جای همه اینها می گوید " ... تا چند روزقبل که نماینده مردم در مجلس ، در صف اقلیت بودم برای رفع بدبختی آنها غیر از آه و ناله کار دیگری نداشتم ولی بعد که در رأس دولت واقع شدم و باید خود چاره جوئی و رفع بدبختی ها کنم دستهایم بسته و پاهایم را می خواهند طوری ببندند که حتی یک قدم نتوانم حرکت کنم ..." !؟!؟ براستی بیچاره ملتی که چشم امیدش به چنین رجل سیاسی باشد .
کودتا ، ضد کودتا یا قیام 28 مرداد 1332
مصدق عاشق اخذ اختیارات بود حتی از جبهه ملی !!
اولین شکست پارلمانی جبهه ملی چه بود ؟
در شماره دوم سلسله مقالات " پرسش از تاریخ " به مجموعه ای از اظهارات عبدالحسین مفتاح و استاد ابراهیم صفایی در مورد اوضاع داخلی ایران خصوصا " اختلاف بعضی اعضای جبهه ملی با دولت " و نیز توافق بسیاری از گروه ها برای جایگزینی دولت دکتر محمد مصدق با یک دولت قوی اشاره کردیم و دلایلی را ارائه دادیم . از جمله این دلایل می توان به بحث عدم اعتماد مصدق به جبهه ملی ، توسل به نیرنگ برای تامین خوراک روحی مردم از جمله در مورد ضرورت جنگ با عراق اشاره کرد که بطور خلاصه در گذشته آمد . ولی با توجه به سؤالات و ابهاماتی که برای بعضی خوانندگان بوجود آمده سعی کردم تا از شماره 3 به بعد به دنبال ریشه های تصویب قانون ملی شدن نفت تا تشکیل دولت دکتر مصدق پرداخته ، تا بتوانم خوانندگان را بیش از پیش در جریان وقایع پیش و پس از تشکیل دولت دکتر مصدق قرار داده و به بعضی سؤالات مطروحه در مورد مقالات 2 شماره قبل پاسخ دهم .
ضمن آنکه در این مرحله سعی دارم تا بعضی خلاء های دو مقاله قبل را پوشش داده و خوانندگان نا آشنا را با جزئیاتی از روحیه مردم ایران و بعضی اعضای نام آشنا و تاریخ ساز کشورمثل دکتر مصدق ، سرلشگر زاهدی ، حائری زاده ، حسین مکی ، دکتر بقایی.... را آشتا سازم تا درک گفته های افرادی چون عبدالحسین مفتاح معاون وزیر امور خارجه دکتر فاطمی و نظایر وی آسان تر شود . در سطور بعدی می بینید که نمایندگان مجلس شانزهم تقریباً بدون استثنا اعم از عضو یا غیرعضو جبهه ملی چگونه چشم انتظار تعیین تکلیف قرارداد الحاقی واصلاحات قرارداد جدید شرکت نفت ایران وانگلیس بودند و چگونه در برابر فعالیتهای غیر قانونی دولتها می ایستادند . همین افراد بعدها در مواردی جلو دکتر مصدق نیز ایستاده و فعالیت های غیر قانونی وی را زیرسؤال بردند . دراین میان محمد رضا شاه پهلوی نیز از این قاعده کلی جدا نبوده و پا به پای مردم و مجلس این خواسته تاریخی ملت ایران را پی گیری می کرده است و حتی در مواردی با تصویب فوری قانون ملی شدن صنعت نفت و حمایت از نخست وزیری دکتر مصدق و اقدامات دیگری که در شماره 4 خواهید خواند نقش تسهیل کننده را از خود نشان می داده است .
ابراهیم یزدی در کنار طراحان فروپاشی ایران
ابراهیم یزدی : ما اشتباه کردیم ...
ما هم برای اربابان یزدی پیامی داریم ..
دست از فریب بزرگ بردارید
در پی رایزنی های مقامات دولت جمهوری اسلامی با امریکاییها بر سر رسیدن بیک توافق سیاسی قابل عرضه به مجامع جهانی ، سر و کله ابراهیم یزدی در آمریکا پیدا شد ، گرچه او ماموریتی ویژه دارد ولی سخنرانی او در اتستیتوی خاور میانه در واشنگتن میتواند پیامی باشد به ملت ناراضی ایران از سوی اربا ب ....
یزدی در این سخنرانی به تاکید و مکرر اظهار داشت : .. ما اشتباه کردیم ، من به نسل جوان میگویم اشتباه مارا تکرار نکنید و نگویید اگر اینها بروندهمه چیز خوب خواهد شد ...!
دوستی پس از شنیدن حرفهای ابراهیم یزدی شگفت زده سوال میکرد :
آیا یزدی سر غیرت آمده است ..؟
دستان آلوده به خون روشنفکران چپ و فدائیان خلق
نبرد تن به تن ماموران امنیتی با روشنفکران فریب خورده...
مبارزه با کنسرسیوم نفت صحنه سیاست ایران را به خون کشید...!!
آنان که استادیوم یکصد هزار نفری را هدف انفجار قرار دادند...!
از سالهای 1348به بعد که مبارزه پادشاه ایران با کنسرسیوم نفت آغاز شد ، کشور های سرمایه داری و برخی کشورهای عربی نظیر مصر و عراق حمله به مصالح و منافع ملت ایران را هدف قرار داده و برای بی ثبات کردن کشور دست به تبلیغات رسانه ای و اقدامات ایذایی زدند که آثار آن در اقدامات تروریستی و جنگهای خیابانی بروز کرد .
اولین گروه سیاسی که در این شرایط حساس به عبدالناصر پناه برد تا در قاهره به افراد ناراضی ایرانی آموزش نظامی و تروریستی بدهد ، نهضت آزادی بود که به آن پرداخته ایم .، هم زمان دو شبکه تروریستی دیگر پدید آمدند . یکی از شکم حزب توده متولد شد ، بنام سازمان چریک های فدایی خلق و دیگری سازمان مجاهدین خلق که از بطن نهضت آزادی سر برون آورد.
بنیانگزار سازمان فدائی خلق شخصی بود به نام بیژن جزنی فرزند رحمت الله جزنی ، توده ای معروف که به شوروی گریخته بود . مادر بیژن نیز یک زن یهودی بود که به اسرائیل رفته و بیژن را رها کرده بود و او درد بی پدری و بی مادری را با همه سلول ها یش احساس میکرد . بیژن با مهین قریشی یکی از مارکسیست های فعا ل ازدواج کرد و همسرش را به یک عامل اطلاعاتی موثر تبدیل نمود .