تبليغاتX
اخگر

 

قسمت چهارم

 

 

علي شريعتي در دام تضادهاي مذهبي و سياسي ...!!

 

شريعتي فراتر از يك همكاري با  ساواك ....!!

 

نامه دستنويس شريعتي به يك كارشناس ساواك...!

 

علي شريعتي ، مردي كه در فضاي بشدت مذهبي تربيت شده بود   با اين ذهنيت در اروپا وارد كارزار سياسي شد و به جرگه اپوزيسيون  نظام شاهنشاهي پيوست .  او قلم و قدم و بيان ا ش رابه خدمت جبهه ملي در آورد و در پاريس سردبيري  نشريه  سازمان دانشجويي را كه متعلق به جناح چپ جبهه ملي بود بعهده گرفت .

او هم زمان با حوادث خرداد 1342 در ايران ، شا خه برون مرزي نهضت آزادي را پايه كذ اري كرد و با انتشار نشريه جديدي بنام " ايران آزاد  " كنفدراسيون را به صراط جديدي رهنمون شد كه مانيفست آن در سرمقاله  نشريه  مذكور نوشته شده بود . شريعتي در اين مقاله  شعار  " مصدق رهبر ملي  _ خميني رهبر مذهبي "را به عنوان حركت جديد مطرح كرد  ولي برخي از اعضاي هيات تحريريه مانند علي شاكري و علي افشار راسخ بر اين نوشته اعتراض كردند ، زيرا بنظر آنان ايران فقط يك رهبر داشت و آن هم مصدق بوده و  بس .!!

اين اختلاف نظر در بين اعضاي جبهه ملي كه از روز ازل تا بحال امري عادي و مرسوم بوده  سبب كناره گيري شريعتي از سردبيري نشريه كرديد و چندي بعد به ايران بازگشت.

بنابر اين شريعتي با كسب تجربيات بشد ت متضا د و غرض آلود  سياسي و با انباني از آموخته ها و يافته هاي جامعه شناسي مدرن به ايران مراجعت كرد .  در واقع او در فضاي آزاد اروپا بجاي آن كه از نرد بان تحجر قرون وسطايي پايين بيايد بعكس همه آن پله ها را  بالا رفت  ، او نه تنها نو نشد و متحول نگرديد بلكه با ظاهري مدرن و با صورتي تراشيده و كت و شلوار و كراواتي از مزون هاي پاريس ، در انديشه هاي قرون وسطايي ولي رنگ و روغن خورده و عجيب و غريب  باقي ماند و به ايران مراجعت كرد .


ادامه نوشته
+ نوشته شده در دوشنبه 16 مهر1386ساعت 17:58 توسط اخگر |

كالبدشكافي روشنفكران ملي – مذهبي

 

*   اولين بازداشت شريعتي ، يا ديدار آشنا ... !!              

    

*   شريعتي با مدرك حاجي شناسي به ايران بازگشت ...!!

 

*    ( ت – ت  ) داروي شريعتي براي جامعه ايراني ...!!

 

 

از علي  شريعتي ياد كردم ، از مردي كه براي ايفاي ماموريتي به ايران آمد  تا پس از 5 سال كه از خزانه ملت ايران درس خوانده بود دين خود را ادا كند  و اما .... او كه بود :

علي شريعتي در دوم آذر ماه 1312 در دهكده اي بنام مزينان در حومه سبزوار و در يك خانواده مذهبي پاي بدنيا نهاد ، پدرش محمد تقي كه كسوت آخوندي بر تن داشت پس از كشف حجاب شرايط زمانه را دريافت و آن لباس را بكناري نهاد و به كار تدريس و مطالعه در مشهد پرداخت

علي شريعتي در دانشسراي مقدماتي مشهد ديپلم گرفت و در دبستان احمد آباد به شغل آموزگاري مشغول شد ولي چندي بعد پس از تاسيس دانشكده ادبيات  در آنجا نيز به ادامه تحصيل پرداخت و در ان دانشكده اول شاكرد شد و طبق قانون اعزام محصلين به خارج با هزينه دولت  به فرانسه فرستاده شد  ، اما در اين فاصله  او به كارهاي سياسي نيز ميپرداخت
ادامه نوشته
+ نوشته شده در دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 15:28 توسط اخگر |

·       جلال آل احمد  :  قبل از اسلام در ايران تمدني نبود ..!!

·       روشنفكري ديني تنها يك جريان سياسي و در پي كسب قدرت است

·       علي شريعتي :  هدف حكومت رام كردن يك  " موجود " است ...! !

·       شارلاتانيسم ملي ومذهبي چه بر سر ايران آورد ؟ !

 

 

بحث بر سر آل احمد بود  ...او را به عنوان يك روشنفكر ملي – مذهبي برگزيده بوديم  زيرا كه در زمان خودش پر رنگ تر از سايرين بود آن هم با كوله باري  از 25 جلد كتاب كه در دوران شاه چاپ شده بود    آري در همان دوران اختناق سياسي ...!!

از جلال بيشترين اعتراض و انتقاد در آثارش مشاهده ميشد ولي در باره  استبداد مذهبي خاموش بود و از تقابل دين با آزادي دم نميزد ...!  جلال خود مدعي بود كه مسلمان است و در كتاب  " ارزشيابي شتاب زده " مينويسد  :

"
ادامه نوشته
+ نوشته شده در یکشنبه 24 تیر1386ساعت 16:21 توسط اخگر |

* پاسخي كوتاه به نقدي بلند...

* نسل ما خسته و عصباني است ولي نااميد نيست!

* نسل ما در بستري پرچالش به سازندگي پرداخت ...!

* چالش بزرگ، شارلاتانيسم آل احمد وخيال‌بافي علي شريعتي بود...!


ادامه نوشته
+ نوشته شده در دوشنبه 11 تیر1386ساعت 18:50 توسط اخگر |

آل احمد 

*كالبدشكافي جلال آل احمد و اثراتش يك ضرورت تاريخي است.

* روياهايي كه به حقيقت پيوست... اما جاي جلال خالي است.

*  آدم غرب زده قرتي است...!!

* حكومت‌ها بر سرميز مذاكره تعيين مي‌شوند...!!


ادامه نوشته
+ نوشته شده در شنبه 2 تیر1386ساعت 20:40 توسط اخگر |