
کالبد شکافی روشنفکران مجاهد خلق
قسمت جهارم
سازمان امنیت و اطلاعات کشور در چند جبهه می جنگید؟!
اتحاد نا مقدس سرخ و سیاه چگونه شکل گرفت...؟!
روشنفکران بی هویت و بی آرمان چه بر سر ملت ایران آوردند...! ؟
مبارزات غیر انسانی سازمان مجاهدین خلق علیه نظام شاهنشاهی و ساواک و مردم را به اختصارنوشتم و اشاره کردم که این سازمان درباره پدر طالقانی و دختر ایشان با شنیع ترین ادبیات سیاسی و تبلیغاتی برخورد کرد تا افکار عمومی را علیه رژیم برانگیزاند و شگفت آن که در آن ایام هیچ یک از مقامات مذهبی و حتی خانواده آقای طالقانی به این اهانتها و دروغ پردازی ها اعتراضی نکردند و امر نهی از منکر را نادیده گرفتند....! و به گمان خود با پخش این گونه شایعات مبتذل، قصد تخریب ساواک را در افکار عمومی داشتند .
حمله به ساواک و سازمان های اطلاعاتی و امنیتی ایران که تحت نام مبارزه سیاسی توسط روشنفکران ملی و مذهبی انجام می شد از جمله دسیسه هایی بود که در دستور کار مسکو قرار داشت.
مسکو از سال 1334تا 1348با اعمال سیاست های مزورانه و با بهره جویی از روشنفکران چپ موفق شده بود در بازار تهران و صنعت نفت رخنه کند وبا اعزام عوامل خود به نامهای عبدالرحمن قاسم لو- علی خاوری و حکمت جو و عادل کمونیست عراقی به ایران ، کار سنگ اندازی در پروژه های اقتصادی و عمرانی شاه را در برنامه اقدامات خود قرار داده بود
کالبد شکافی روشنفکران
سازمان مجاهدین خلق
قسمت سوم
رخدادهای دهه "50 " همچنان دامان ملت ایران را گرفته است !
افسانه شکنجه هایی که بر پدر طالقانی و دخترش وارد شد چه بود ؟
آیا سند ( نوار شمشک) میتواند چهره روشنفکران مجاهد خلق را افشا کند ؟
با غمی جانکاه پرونده سازمانی را ورق میزنیم که قربانیان آن فرزندان پاک باخته و فریب خورده کشورمان بودند و ندانسته در دام هولناک توطئه های جهانی گرفتار شدند و تحت رهبری های مرموز و خائنانه آن سازمان تروریستی ، مملکت شان را به ورطه نابودی ، جنگ ، عقب ماندگی و ارتجاع و برادر کشی سوق دادند و در فروپاشی اقتدار ملت ایران سهم بسزایی داشتند .
به هنگام نگارش این سلسله مقالات ،تلفن هایی داشتم که از نگارنده می خواستند در این شرایط حساس از افشا خانه های تیمی خود داری نمایم . برای آن عزیزان توضیح دادم که اتفاقا این شرایط حساس را این آقایان و خانم های روشنفکر چریک سیاسی دهه 50 بوجود آورده اند و دقیقا به دلیل این دوران سر نوشت ساز است که سعی در شفاف سازی فضای سیاسی ایران در قبل و بعد از انقلاب داریم .، زیرا ، متاسفانه رخدادهای آن روزها و تبعات آن ، دامان ملت ایران را گرفته و همچنان ادعاهای سیاسی این افراد از رادیوها و تلویزیون های بیگانه پخش و منتشر می شود..!!
ملت ایران باید از تاریخ معاصرش درس عبرت بگیرد و مرتکب خطاهای بعدی نشود . اما ما سعی خواهیم کرد پلیدی خانه های تیمی را که به زبان و قلم وحید افراخته ضبط و ثبت شده است به حرمت خانواده ها فراموش کنیم و با عنایت به اینکه عده ای از این روشنفکران دیروزی !! امروز بر سر عقل آمده و مسلک شیطانی را رها کرده و به زندگی شرافتمندانه روی آورده اند و درغم وشادی ملت ایران شریک شریک شده اند از افشای اسرار پشت صحنه روشنفکران مجاهدین خلق خود داری می ورزیم ... ولی آنچه که رهبران مزدور این سازمان با ملت ایران کردند قابل اغماض نیست و چون همچنان با وقاحت ، دم از آزادی ملت ایران می زنند ضروری است که نسل جوان در جریان جنایت آنان قرار گیرد تا لااقل بدانند رجوی ها و مریم خانم ها چگونه باورهای مذهبی و سیاسی جامعه را به بازی گرفتند و کشور را به دامان ارتجاع سوق دادند . برای این منظور سری به اندرون این سازمان می زنیم . در این گشت و گذار به سندی بر می خوریم که شاید بوی عفن آن مشامتان را آزار دهد ولی چه می شود کرد _ تاریخ بی رحم است . آنچه که در زیر می خوانید نوشتاری است از سازمان مجاهدین خلق به هنگام دستگیری آیت الله طالقانی در دهه 1350
سازمان مجاهدین خلق هم زمان با الفتح تشکیل شد
چگونه رجوی مورد عفو ملوکانه قرار گرفت..؟
حمایت بیدریغ روحانیت و مراجع تقلید از مجاهدین
تروریسم ایرانی پاسخ به مبارزه شاه با شرکتهای نفتی
سازمان مجاهدین خلق در سال 1344به وسیله شش نفر از اعضای سابق جبهه ملی و نهضت آزادی ایران تأسیس شد. این شش تن فارغ التحصیل دانشکده و روشنفکرسیاسی ..! عبارت بودند از : محمد حنیف نژاد – سعید محسن – محمود عسگری زاده – رسول مشگین فام – علی اصغر بدیع زادگان و احمد رضایی جالب آنکه این سازمان همزمان با تأسیس سازمان فلسطینی الفتح که دستاورد سازمان های جاسوسی شوروی بود تأسیس شد .
رهبران این سازمان به مدت 5 سال درگیر بحث های ایدنولژیک بودند و برای ورود به مبارزه مسلحانه نیاز به مکتب داشتند بدین روی پس از مدت ها بحث و جدل بر آن شدند که اسلام را با مارکسیسم و خدا را با مارکس آشتی دهند و نام این اقدام سفیهانه را مکتب بنامند ..!
در سال 1349 که چریک های فدایی خلق ماجرای سیاهکل را آفریدند مجاهدین خلق نیز برای آنکه از حریف سیاسی عقب نمانند به بحث های سیاسی خاتمه داده و تصمیم گرفتند خودشان را به اردوگاه فلسطین برسانند تا آداب رزمی و شیوه برادر کشی و تخریب و انهدام منا بع اقتصادی کشورشان را بیاموزند و الحق که درس ناجوانمردی و پنجه بر چهره ملت کشیدن را از اعراب فلسطینی به خوبی آموختند ..!
مجاهدین خلق علت گرایش به مبارزه مسلحانه را طی بیانیه ای اینگونه اعلام کردند :
(( ....پیروزی شکوهمند خلق الجزایربر استعمار فرانسه پس از 7 سال مبارزه و دادن بیش از یک ملیون قربانی و مبارزات خلق ویتنام علیه امپریالیسم آمریکا، عواملی بودند برای پذیرش شیوه جدید یعنی مبارزه مسلحانه...))
کالبد شکافی روشنفکری سازمان مجاهدین خلق
قسمت اول
نوزادی که از پستان پان اسلامیسم- پان عربیسم و مارکسیسم تغذیه میشد!!
لطف الله میثمی شکنجه شد یا به عذاب الهی گرفتار آمد...؟!!
ترورو آدمکشی در درون و بیرون سازمان چگونه انجام شد ؟
وعده داده بودم تابوت های دیگری از ایدئولوژی های غرقه به خون و آلوده را با دستان شما به گورستان تاریخ بسپاریم- تابوت هایی که فضای پاک ایران عزیز را متعفن ساخته اند و روی دست جمعی فریب خورده از دوران سیاه ریا و تبهکاری مانده اند...!!
باید از این عفونت ها عبور کرد و جاده را برای خرد سیاسی ، پاک سازی نمود...! باید ذهن ها آن چنان آماده حرکت های سیاسی بشوند که دیگر هیچ ترفند داخلی و خارجی و هیچیک از ایسم های وارداتی نتوانند بر قلب ها و مغزی های جوانان ما لانه کنند!
این بار جنازه روشنفکران سازمان مجاهدین خلق این شبکه ننگ و خیانت و جنایت را تا گورستان تاریخ بدرقه می کنیم کاری است بس ناگوار و غم انگیز ؛ زیرا باید از روی جنازه فرزندان و دلبندان و جگر گوشه هایمان که به آنها دل بسته بودیم عبور کنیم باید گلهای پرپر شده ای را بدرقه کنیم که بدام طوفان سهمناک توطئه های استعماری و شرکت های نفتی و بی خردان داخلی گرفتار شده و ایران را به تباهی کشانیدند...
صحبت از سازمان مجاهدین خلق است سازمانی که در یک دستش قرآن و نهج البلاغه و در دست دیگرش آثار مارکس و لنین بود ، نگاهی به علی و ابوذر داشت و نگاهی دیگر بر قذافی و ناصر و صدام...!!
طفل سرگردانی که از مهندس بازرگان و علی شریعتی آموخت و در وادی تضادهای مکتبی و فلسفی دست و پا زد تا در منجلاب غرق شد...
سازمان مفلوک سیاسی که بوسیله دلالان نفتی و قدرت های جاه طلب داخلی و دولت های دست نشانده سرمایه داری شکل گرفت و در راه رشد و قد کشیدن اش لیره ها و دلارها هزینه گردید
قصد آن ندارم تاریخچه این تبار خون و جنایت را بنویسم که همگان آگاهند؛ فقط سری به خانه های امن این مدعیان روشنفکری و مبارز سیاسی میزنیم آنهم از زبان و قلم خودشان ، از نشریات و جراید سالهای 1357 و 1358و از اسناد ساواک .