تبليغاتX
اخگر

تی قلم فرسایی مهدی موید زاده عضو فعال جبهه ملی در یکی از سایت ها را نمیتوانستم بی پاسخ بگذارم ُ  در صدد بودم یک بار دیگر  به کالبد شکافی روشنفکران  خودبزرگ بین جبهه ملی  که فقط تا نوک دماغ شان را می بینند و گاه دچار آلزایمر سیاسی میشوند بپردازم که پاسخ کوبنده و مستند یک جوان پان ایرانیست آذری به موید زاده توجهم را جلب کرد . اینک ضمن سپاس از این مبارز میهن پرست عین آن را در ایجا نقل میکنم و در فرصت دیگری  به سراغ میراث خواران راه مصدق خواهم رفت .   ( منوچهر یزدی )

 
مقاله آقاي مهدي مويدزاده كه گويا عضو شوراي جبهه ملي مي باشند را در تحت عنوان برتري يك ملت بر ملل ديگر در نهضت ملي ايران راه نداشته است را مطالعه كرديم ماجوانان ميهن پرست آذربايجاني اميدواريم مطلب مزبور از شخص مويدزاده نباشد و شخصي خود را به جاي ايشان جاي زده باشد! زيرا نويسنده در آن مرتكب اشتباهات و بي دقتي هاي فراواني شده است كه از يك فعال سياسي بعيد به نظر مي رسد مگر اينكه ايشان اين مطالب را از روي قصد و غرض و سو نيت به رشته تحرير آورده باشند كه باز هم دچار اشتباه وحشتناكي شده اند چون ايشان در اين مقاله به حزب پيشرو پان ايرانيست حملاتي كرده اند بجا دانستيم از سوي جوانان آذري پاسخي در حد توان به مطالب ايشان بدهيم شايان ذكر است كه پاسخ ما بيان كننده نظر رسمي حزب نيز نمي باشد:

1- جناب مويدزاده در ابتداي مقاله خود را به خوبي به نكوهش برتري قومي بر اقوام ديگر و تبليغ مرام جبهه ملي پرداخته اند سپس به معرفي احزابي كه باور به مكتب پان ايرانيسم دارند و اهداف خود را بر اساس آن تنظيم كرده اند مي پردازد پس از تعريف و تمجيد از حزب ملت ايران و پرچمداران پان ايرانيسم به ناگه مسير سخنان ايشان در مورد حزب پان ايرانيست بوي دشمني و غرض ورزي مي گيرد ايشان در نخستين سطر از مقاله خود مي فرمايند:"حزب پان ایرانیست
برهبری محسن پزشکپور و دکتر عاملی تهرانی برای خویش رسالتی
"قائل بودند که باید برای شاهنشاهی ایران مبارزه کنند که این خود با آزادی ودمکراسی در تقابل بود


حزب پان ايرانيست بارها اعلام كرده است كه اين حزب به دنبال آئين شاهنشاهي بوده است و نه نظام شاهنشاهي! آئين شاهنشاهي علم اداره جامعه ايراني است و ناظر بر شكل حكومت نيست خواه كه در اين آئين شكل حكومتي مي تواند پادشاهي جمهوري يا هر سيستم حكومتي ديگري باشد اما در مورد تقابل با آزادي و دموكراسي خواهي بايد عنوان داشت كه زماني كه حزبي همچون ما مسير مبارزات پارلمانتاريستي انتخاب مي كند اين خود بهترين مثال بارز براي اعتقاد به دموكراسي و از بهترين شيوه هاي آن مي باشد.

 

ادامه نوشته
+ نوشته شده در جمعه 13 دی1387ساعت توسط اخگر |

          همایش شکوهمند میهن پرستان پان ایرانیست برابر سفارت امارات عربی

 

در پی دعوتی که حزب پان ایرانیست از هم میهنان به عمل آورده بود ساعت 11 صبح امروز 10 اردی بهشت ماه 1387 جمعیت زیادی برابر سفارت امارات متحده عربی گرد هم آمده و با سردادن شعارهایی مانند :

پیش تا به مرز خویش- ما از حقوق ملت ایران در خلیج فارس دفاع می کنیم- خلیج فارس دریای همیشه ایرانی – شیعیان بحرین را آزاد کنید- جزایر سه گانه تنب کوچک، بزرگ و ابوموسا  جزایر همیشه ایرانی هستند -

 خواستار توقف توطئه های منطقه ای پیرامون مصالح ملت ایران بودند.

توجه به استقلال و تمامیت ارضی کشور و پاسداری از کیان ایران زمین سرلوحه شعارهای این همایش بزرگ بود. جمعیت حاضر که با پلاکارد و شعارهای ویژه در خیابان ظفر حضور یافته بودند سرود "ای ایران" را به کرات خوانده وخطاب به دیپلمات های سفارت امارات از حاکمان آن کشور می خواستند که حد ومرز مطالبات خود را بشناسند و پا را از گلیم خود درازتر نکند.

حزب پان ایرانیست همیشه نسبت به مصالح و منافع ملی ایران زمین حساس بوده و در این زمینه با سایر گروه های ملی و سیاسی هماهنگی فکری داشته است.دغدغه خاطر زمانی آغاز می شود که مسائل زیر بنایی ملی کشور مورد تهاجم و تعارض قرار گیرد. برهمین اساس این فراخوان با شرکت گروه های سیاسی و میهن پرستان در برابر سفارت تشکیل شد و با موفقیت به پایان رسید.

دراین همایش حدود پنج هزار نفر شرکت داشتند.در پایان این مراسم با دخالت گارد ضد شورش نظم با شکوه همایش در هم ریخت و 15 نفر بازداشت و عده ای مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.

تا ساعت های پس از پایان همایش هجوم جمعیت در اطراف سفارت امارات متحده عربی چشمگیر بود.

 

    

   

      

 

 

 


ادامه نوشته
+ نوشته شده در چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت توسط اخگر |

 *   به كدامين جرم  جوانان ما در اسارت بسر ميبرند  ؟

*   فرياد ها را خاموش ميكنيد ، با اراده ها جه خواهيد كرد  ؟

*  براي حفظ كدامين ارزشها ،  عدالت  را قرباني ميكنيد   ؟

 

با صداي افسرده اي  ، خبر بازداشت  دو تن از بهترين جوانان ميهن پرست خوزستاني را شنيدم ،  در اين صداي غم آلود راز ها نهفته بود ، فرياد خاموشي را ميمانست كه من طنين آن را از  قلب خوزستان سرزمين آزادگان و ميهن پرستان ميشنيدم  . ... من صداي شكستن ديوار عدالت را از ميان دو لب فرو بسته آن جوان دريافتم كه ميگفت  :   سرور يزدي ، عابديني و الاسوند را گرفتند و با خود بردند .....!!


ادامه نوشته
+ نوشته شده در شنبه 26 آبان1386ساعت توسط اخگر |