تبليغاتX
اخگر - کالبد شکافی روشنفکران نفتی 0( قسمت دوم)

پرونده قرارداد نفت از آغازبا رشوه گیری مقامات سیاسی ارشد کشور که ضمنا روشنفکران عصر قاجار نیز بودند گشایش یافت ...صفحات آغازین آن با خیانت و پشت هم اندازی و دلالی غالب دست اندر کاران آن نوشته شد و   به روشنفکران عرصه خان بازی  و رعیت پروری رسید... و شگفتا که امر باج دهی و باج ستانی و حق کشی و نادیده انگاشتن حقوق ملت به گونه ای  تعریف شد که روشنفکران اشراف و اشراف زادگان روشنفکر از کنار این بنای کج  با بی اعتنایی عبور کردند وبعدها نیز رشوه گیری امضا کنندگان روشنفکر سیاسی قرار داد از نقد ها مصون ماند ....اما بیان فساد آغازین از این روی ضرورت دارد که خواهیم دید رضا شاه و مردان  و روشنفکران عصر او که از رویه ناهنجار جاری  تبعیت نکردند با چه مشکلات و مصائبی روبرو گردیدند و بالاخره توانستند تغییرات عمده در قرارداد دارسی بوجود آورده و به حقوق حقه ایران دست یابند

 مذا کره کنندگان ایرانی که از سوی رضا شاه ماموریت داشتند با انگلیسها مذاکره نمایند عبارت بودند از تیمورتاش وزیر دربار – فیروز و سپس تقی زاده وزیران دارایی – داور وزیر دادگستری که همه آنان با اشاره پادشاه کشور لغو امتیاز دارسی را دنبال میکردند و کدمن رئیس شرکت نفت از سال 1308 تا 1311 که رضاشاه پرونده نفت را به آتش بخاری سپرد نهایت سعی و تلاشش را معطوف آ ن ساخت تا از ترفند هایی که در گذ شته استفاده  و صدای اعتراض را با رشوه خاموش میکرد بهره جوید ولی هیچیک از آنان بدلیل ترس از رضاشاه جرات طرح رشوه را  نمیکردند مداکرات سخت و نفس گیر به مدت سه سال در تهران و لندن ادامه داشت و رضا شاه زیر بار نمیرفت . روباه مکار انگلیسی از راههای دیگری منجمله روانشناسی و شناخت روحیات و نقطه ضعف های طرف مذاکره به میدان آمد بطوری که بعدا خواهیم دید تیمور تاش زنباره به زندان و سپس کشته شد و داور دست به خود کشی زد و فیروز از عرصه سیاسی رانده و روانه محبس گردید .

رضا شاه در امر مملکتداری بویژه مبارزه با مفاسد مالی و وابستگی به بیگا نه بسیار سختگیر و بیرحم بود و هنگامی که شنید تیمور تاش در راه بازگشت از لندن به مسکو رفته و در قطار کیف او توسط زن زیبا رویی که همراه او بوده ربوده  شده است ونیز اطلاعاتی پیرامون ارتباط پنهانی اش با روسها شنید و از مذاکرات با انگلیسها نیز مایوس شده بود آنگاه پرونده نفت را در هیئت دولت مطالبه کرد و تیمور تاش آن را به رضاشاه تقدیم نمود و او آن را به درون بخاری در حال اشتعال انداخت و با صدای بلند که لرزه بتن همه اند اخت  گفت :  نمی روید تا امتیار نفت را لغو کنید ....

ریاست هیات دولت  با  مهدیقلی خان هدایت ( مخبر السلطنه ) بود که جلسه را ترک نکرد و نشستند و امتیاز نفت را لغو کردند و تقی زاده وزیر دارایی نامه بسیار مستدلی به  جاکس مدیر موقت انگلیسی شرکت نفت نوشت و لغو قرار داد را ابلاغ کرد ...شرکت نفت  و سپس وزارت خارجه انگلیس به لغو قرارداد شدیدا اعتراض نمودند ولی مجلس شورای ملی روز دهم آذر بر لغو قرار داد تایید نهاد .

 روز دوازدهم آذر  به دستور رضاشاه – فرماندار خوزستان نادر آراسته ورییس شهربانی به خرمشهر رفته و  اداره امور نفت  را در ساختمان مرکزی شرکت نفت به عهده گرفتند و سر بازان ایرانی در پالایشگاه و مراکز شرکت مستقر شدند و کد من رییس شرکت که در مرخصی به سر میبرد سراسیمه به ایران بازگشت و به تهران آمد و مذاکرات مجددا از سر گرفته شد .

بازتاب جهانی اقدام ایران در روزگار قدرت بریتانیای کبیر و ابر  قدرت زمان توام با بهت و حیرت محافل سیاسی و اقتصادی بود . بویژه روسها از این خبر به وجد آمده بودند ...اما تحلیل های جراید و محافل سیا سی آ نروز حکایت از نگرانی بسیار میکرد زیرا نیروی دریایی انگلیس به نفت ایران وابستگی فراوان داشت و انگلیسها تا پای جنگ در خلیج فارس به  ادامه قرارداد دارسی ایستاده بودند .   مذاکرات بی نتیجه بود  و کدمن به لندن بازگشت  و دولت انگلیس به جامعه ملل شکایت برد.

هیات ایرانی که شامل داور وزیر دادگستری و حسین علا رئیس بانک ملی و نصرالله انتظام از وزارت خارجه بودند  در دیماه 1311 رهسپار ژنو شدند ...مذاکرات در سطح وسیعی ادامه داشت و مرحوم فروغی وزیر خارجه ایران با نظر رضاشاه هدایت هیات ایرانی را از راه دور به عهده داشت ...  شورای جامعه ملل  پس از استماع نظرات طرفین  با صدور قطعنامه ای دو طرف را به گفتگوی مستقیم فرا خواند .

روز 26 اسفند  داور و همراهان به ایران بازگشتند و روز 14 فروردین 1312 سرجان کدمن  همراه گروهی کارشناس نفتی و مشاور مالی به تهران آمدند ....چند روز بعد هیات ایرانی به ریاست تقی زاده و پنج کارشناس خارجی که در استخدام ایران بودند با انگلیسها وارد مذاکره شدند ...گفتگوها با تنش و قهر و آشتی و تهدید همراه بود عاقبت در 29 اردیبهشت 1312قراردادی در 27 ماده بین تقی زاده و کدمن به امضا رسید ...این قرارداد به مجلس تقدیم شد و در هفتم خرداد بتصویب رسید .

چهار سال مقاومت در برابر انگلیسها و تحمل فشارها که از همه سوی به رضاشاه وارد میشد بالاخره قرارداد جدید  و با شرایط جدید که تامین کننده بخشی از مطالبات ایرانی ها بود منعقد گردید .

  به موجب این قرارداد :

1 -  در آمد ایران افزایش یافت

2 -  حق الامتیاز سالانه ایران هر تن چهار شلینگ تعیین شد

3 – بیست در صد بر  سود سهام ایران افزوده گردید

4 – مقرر شد حق امتیاز ایران هرگز از هفتصد و پنجاه هزار لیره کمتر نباشد ( سال قبل دویست هزار لیره در نظر گرفته بودند )

5 - به دولت ایران ایران حق داده شد در جلسات هیات مدیره و کمیته های آن یک نماینده داشته باشد

6 -   شرکت سالی دو هزار لیره بابت حقوق و هزینه نماینده ایران در لندن بپردازد

7 – حوزه استخراج نفت که در  اختیار انگلیسها بود به یک پنجم کاهش یافت

8 – انگلیسها پرداخت یک میلیون لیره را ظرف سی روز بمنظور تصفیه دعاوی ایران تعهد کردند

9 -  شرکت نفت تعهد کرد احتیلجات ایران را به مواد نفتی و بنزین تامین نماید

10 – نیاز های دولت به مواد نفتی و بنزین مشمول بیست و پنج در صد تخفیف گردد

11 – شرکت تعهد نمود کارمندان غیر فنی فقط از ایرانیان استخدام شوند

12 – استخدام کارکنان  فنی نیز موکول به این گردید که حتی الامکان از بین ایرانیها صورت بگیرد مگر آن که ایرانیان واجد شرایط و تخصص نباشند

13 – شرکت پرداخت سالی ده هزار لیره را برای تربیت کادر فنی از ایرانیان و اعزام آنان به انگلستان تعهد کرد .

14 – از همه مهمتر آن که انگلیسها تعهد کردند تمام دارایی شرکت در ایران مانند اراضی و کارخانجات و ساختمانها و چاهها و لوله ها و سد های دریایی و پلها و وسائط نقلیه و کلیه تجهیزات و ادوات در پایان مدت قرار داد متعلق به دولت ایران خواهد بود

15 – مدت قرار داد به شصت سال افزایش یافت در حالی که از مدت قرارداد دارسی فقط بیست و هشت سال مانده بود و انگلیسها اصرار داشتند زمان قرارداد  هفتاد و پنج سال باشد

این بند از قراداد سبب کشمکش و قطع مذاکرات گردید سر انجام روز سوم اردیبهشت کد من نزد شاه رفت و اظهار داشت    چون امیدی به ادامه گفتگوها نیست تصمیم دارد تهران را ترک کند .

دولت ایران که طرح مجدد دعوا را در جامعه ملل به سود خود نمیدانست بناچار این بند را پذیرفت .

این قرار داد با همه محسناتی که داشت و تغییرات اساسی که در آن بوجود آمده بود  زمان شصت ساله قرار دا د برای ایران درد سر هایی  پدید آورد .این وضعیت ادامه داشت تا تهاجم انگلیسها و روسها به ایران صورت گرفت و بیطرفی ما نقض گردید و انتقام جویی انگلیسها از رضا شاه به جرم میهن پرستی و مبارزه با عوامل و مزدوران بیگانه آغاز گشت ....

بیگانگان ابتدا با حمله نظامی ارتش را از کار انداختند و سپس خواهان خروج رضا شاه از ایران  شدند و آنگاه بر کناری خاندان پهلوی را در دستور کار خود قرار دادند ....آنان قصد تنبیه کسی را داشتند که کلیه عوامل بیگانه و آشوبگران داخلی را سر کوب کرده بود و بابت نفت نه خودش و نه وزیرانش دیناری نگرفته و  تن به مصالحه  و تسلیم در برابر خارجی نداده بودند و این از گناهان کبیره ای بود که در دبپلماسی ننگ و نفرت انگلیسها و روسها قابل بخشایش نبود

اعتراضی که رضا شاه به چپاول و غارت نفت ایر ان ابراز نمود اولین حرکت ضد استعماری بود که قبل از ملی شدن نفت در دوره مصدق شکل گرفت و به جهانیان نشان داد که میتوان برابر بیگانگان و غارتگران بین المللی ایستاد و به همین دلیل دولت بریتانیا نمیتوانست از گناه نابخشودنی رضا شاه که قواعد بازی را در عرصه سیاست و اقتصاد بهم زده بود بگذرد . بنابر این شاه میبایست تخت پادشاهی را ترک کند

رضا شاه پادشاهی را به فرزندش واگذار کرد و راهی خروج از کشور شد   ...انگلیسها به فروغی پیشناد کردند برای فروپاشی سلطنت اقدام کند و خود ریاست جمهوری ایران را به عهده گیرد و از حمایت متفقین در جنگ بر خوردار گردد ولی این مرد بزرگ پاسخ داد من سوگند وفاداری نسبت به خاندان پهلوی یاد کردم ... و از قبول ریاست جمهوری سرباز زد ...

دولت اتحاد جماهیر شوروی نیز با ساعد وارد مذاکره شد تا او را به قبول ریاست جمهوری ترغیب کند اما او نیز این پیشنهاد را نپذیرفت و عاقبت انگلیسها تحت فشار فروغی به سلطنت ولیعهد  محمد رضا شاه تن دادند .

بهنگام وداع با ایران  - رضاشاه را فریب دادند و به او و همراهیانش گفتند که کشتی عازم هندوستان است ولی قبل از این که به ساحل برسند کشتی را متوقف و به ایشان یاد آور شدند که مقصد نهایی جزیره موریس است ....یعنی تبعید یک پادشاه ایرانی به نا کجا آباد .... و در واقع دزدی دریایی  و تحقیر مردی که تمام قد در برابر اجنبی و نیات پلید آنان ایستاده بود ..و شیخ خزعل را که حکومت خود مختاری تحت حمایت انگلیسها در خوزستان تدارک دیده بود از سر راه برداشته  و به سرکوب خوانین بختیاری  پرداخته  و اعتراضات انگلیسها را نادیده انگاشته بود ..

بنابراین نفت اگر برای حاکمان قاجار خیر در بر داشت و روشنفکران سیاسی آن زمان از این نمد کلاهی برای خود فراهم دیدند   اما

  برای رضا شاه و یاران او جز خون دل خوردن و رنج بردن ثمره ای  نداشت تنها بدان شادمان بودند که دین شان را نسبت به ایران ادا نموده و اجازه ندادند لقمه نفت از گلوی انگلیسها به راحتی فرو برود  و البته رضا شاه بهای این شجاعت سیاسی را در غربت  و سالها بعد فرزندش به همین دلیل    دور از میهن پرداختند.....!!!

ادامه دارد....

 

 

 


 

+ نوشته شده در شنبه 6 تیر1388ساعت توسط اخگر |